داشت ) نزد من بهتر از دين تست . ميمون به او گفت : خداوند ترا بكشد و خدا كشنده تست . ميمون گواهى ( كفر او را ) داد . هشام هم او را گرفت و نزد خالد قسرى فرستاد كه او را كشت . مردم هم مروان لعن مىكردند كه او پيرو جعد بوده .
مروان سفيد رو داراى چشم شهلا و سر بزرگ بود . ريش وى سفيد و انبوه هم بوده . شجاع و با عزم و تدبير بود ولى چون مدت او منقضى شده عزم و تدبير او به كار نرفت .
( عياش ) با ياء در نقطه و شين نقطه دار است .
بيان قتل بنى اميه و نام مقتولين
سديف بر سفاح وارد شد در آن هنگام سليمان بن هشام نزد او نشسته و او را گرامى داشته بود سديف گفت :
لا يغرنك ما ترى من رجال * ان تحت الضلوع داء دويا
فضع السيف و ارفع السوط حتى * لا ترى فوق ظهرها امويا
( اين خبر با عين شعر و ترجمه آن گذشت تكرار ترجمه ضرورت ندارد ) سليمان گفت : مرا كشتى اى شيخ ( پير و بزرگ و سالخورده ) سفاح برخاست و باندرون رفت . سليمان را كشتند .
شبل مولاى بنى هاشم بر عبد اللّه بن على وارد شد . عده نود تن از بنى اميه نزد او سر سفره نشسته بودند . شبل بعبد اللّه رو كرد و گفت :
اصبح المك ثابت الاساس * بالبهاليل من بنى العباس
طلبوا و تر هاشم فشفوها * بعد ميل من الزمان و باس
لا تقيلن عبد شمس عثارا * و اقطعن كل رقلة و غراس
ذلها اظهر التودد منها * و بها منكم كحر المواسى
و لقد غاظنى و غاظ سوائى * قربهم من غارق و كراسى
انزلوها بحيث انزلها * اللّه بدار الهوان و الاتعاس