تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
كه سگها گوشت آنها را خوردند . چون بنى اميه آن وضع را ديدند سخت ترسيدند و پراكنده يا پنهان شدند . يكى از كسانى كه مخفى شده بود عمرو بن معاوية بن عمرو بن سفيان بن عتبة بن ابى سفيان بود او مىگفت : هر جا كه مىرفتم شناخته مىشدم جهان بر من تنگ شد ناگزير در حال اختفا سليمان بن على را قصد كردم و بر او وارد شدم او مرا نمىشناخت . به او گفتم جهان مرا بيرون راند و بر من تنگ و تاريك شد . فضل و مروت تو مرا سوى تو هدايت كرد كه به تو پناه مىبرم كه يا مرا بكشى و آسوده كنى يا مرا آزاد نمائى و با سلامت برگردانى كه در امام تو باشم . پرسيد تو كيستى ؟ من آشنائى دادم . گفت : مرحبا به تو بگو چه حاجتى دارى ؟ گفتم . زنان و حرمى كه به تو به آنها اولى و احق و نزديكتر هستى سخت بيمناك شده‌اند زيرا ما دچار خوف و هراس شده‌ايم . هر كه بترسد حتما كسى هست كه براى ترس او بيمناك شود چنان كه شده است . او بسيار گريست و گفت : خداوند ترا از قتل و ريختن خون تو مصون بدارد . و بر دارائى تو بيفزايد و حرم و خانواده ترا حفظ كند . پس از آن بسفاح نوشت : اى امير المؤمنين . يكى از بنى اميه بر ما وارد شد و پناه آورد و توسل نمود . ما آنها را براى قطع زخم و ترك اولى كشتيم نه براى غلبه بر حرم و ارحام آنها . ما و آنها منتسب بعبد مناف مىباشيم . خويش و رحم را مىتوان نواخت و نمىتوان قطع و تباه كرد . نمىتوان كشت . مىتوان بلند كرد و نمىتوان بر زمين زد . اگر امير المؤمنين آنها را به من بخشد كه چنين كارى را انجام دهد و ببخشد و به تمام شهرها نامه و فرمان صادر كند ( كه آنها آزاد هستند ) خدا را بر نعمت خود سپاس مىكنيم كه نسبت بما احسان فرموده است . او را جواب قبول داد . اين نخستين امان بنى اميه بود .

بيان تمرد حبيب بن مره مرى و خلع خليفه

در آن سال حبيب بن مره مرى شعار سفيد ( ضد سياه بنى العباس ) برگزيد و خود و اتباع او از اهل « بثنيه » و « حوران » ( خليفه را ) خلع نمودند . آنها قبل از