تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
مگر كودك شير خوار يا كسى كه تن بفرار داده و باندلس پناه برده بود . همه را در كنار رود « ابى فطرس » كشت . محمد بن عبد الملك بن مروان و غمر بن يزيد بن عبد الملك و عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك و سعيد بن عبد الملك گفته شده : قبل از آن در گذشته بود و ابو عبيده بن وليد بن عبد الملك . گفته شده : ابراهيم بن يزيد كه از خلافت خلع شده بود ميان آنها بود . نامبردگان در عداد مقتولين بشمار آمدند . هر چه مال و اشياء ديگر كه به آنها تعلق داشت بدست آورد و به خود اختصاص داد . چون از قتل آنها فراغت يافت گفت :
بنى امية قد افنيت جمعكم * فكيف لى منكم بالاول الماضى يطيب النفس أن النار تجمعكم * عوضتم من لظاها شر معتاض منيتم لا اقال اللّه عثرتكم * بليث غاب الى الاعداء نهاض ان كان غيظى لفوت منكم فلقد * منيت منكم بما ربى به راضى
يعنى : اى بنى اميه من جماعت شما را نابود كردم . ولى چگونه مىتوان به اول كسى كه از شما گذشته رسيد ( و از او انتقام كشيد ) . موجب خوشى ما اين است كه آتش ( دوزخ ) شما را جمع مىكند . شما با شعله سوزان آن بدترين عوضها را دريافت كرديد . شما كه خداوند از لغزش شما عفو نكند دچار شير بيشه شده‌ايد كه آن شير سوى دشمنان جسته و شتاب كرده است ( خود را گويد ) . اگر من براى اينكه چيز از دستم فوت شده خشمناك شوم . من به آن رسيدم كه خداوند از من خشنود است . گفته شده : سديف اين شعر را سروده و بسبب آن حادثه قتل آنها انجام گرفت . سليمان بن على بن عبد الله بن عباس هم در بصره گروهى از بنى اميه را كشت كه جامه‌هاى رنگين و زردوز بر تن داشتند پس از قتل هم دستور داد پاى آنها را بگيرند و نعش آنها را بر زمين بكشند و آخر الامر نعش آنها را در طريق انداختند