تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
قوم تو هدر برود . سپس به اين بيت ( شعر ) تمثل و استشهاد كرد :
لو يشربون دمى لم يرو شاربهم * و لا دما و هم للغيظ تروينى
يعنى : اگر خون مرا بنوشند خون من خون ( شام را سيراب نمىكند . همچنين خون آنها مرا از شدت خشمى كه دارم سيراب نمىكند . ) چون مروان كشته شد فرزندان او عبد الله و عبيد الله بحبشه گريختند و پناه بردند كه در آنجا دچار بلا و آزار شدند . حبشيان با آنها جنگ كردند و عبيد الله كشته شد . عبد الله تا زمان مهدى ( خليفه عباسى ) زنده ماند نصر بن محمد والى فلسطين او را دستگير كرد و نزد مهدى فرستاد . چون مروان كشته شد عامر سوى كليسا رفت كه پناهگاه خانواده و حرم مروان بود . مروان يك خادم براى نگهدارى خانواده گماشته و به او دستور داده بود كه اگر خطرى متوجه آنها شود زنان را بكشد . عامر رسيد و خادم را گرفت و زنان را گرفتار كرد زنان و دختران مروان را نزد صالح بن على بن عبد الله بن عباس فرستاد چون بر او وارد شدند دختر بزرگ مروان گفت : اى عم امير المؤمنين خداوند آنچه تو در حكومت و فرمانروائى دوست دارى براى تو نگهدارد و آنچه را كه تو ميخواهى حفظ و نگهدارى كند . ما دختران تو و دختران برادر و پسر عم تو هستيم . عفو و عدالت تو به اندازه ظلم و تعدى ما باشد كه اين عفو شامل حال ما گردد . گفت : به خدا يك تن از شما زنده نخواهم گذاشت . ( سخن دختر مروان بسيار بليغ كه در ترجمه بلاغت آن زايل مىشود . ) مگر پدرت برادرزاده مرا نكشت كه ابراهيم امام باشد ؟ هشام بن عبد الملك مگر زيد بن على بن الحسين را نكشت و پس از قتل بدار نكشيد ؟ وليد بن يزيد مگر يحيى بن زيد را نكشت ؟ و در خراسان بدار نياويخت ؟ يزيد بن معاويه مگر حسين بن على و خانواده او را نكشت ؟ مگر ابن زياد زنازاده مسلم بن عقيل را نكشت مگر خانواده و حرم پيغمبر را اسير نكرد و آنها را مانند برده شهر به شهر نبرد . مگر سر حسين بن على را ( نزد يزيد ) نفرستاد آن هم