تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
آنجا پيش رفت تا بدروازهء شرقى رسيد . صالح هم از طرف دروازهء جابيه به محاصره شهر پرداخت و ابو عون هم دم دروازهء ليگسان لشكر زد و بسام بن ابراهيم روبروى دروازه صغير قرار گرفت و حميد بن قحطبه مقابل دروازه توما و عبد الصمد و يحيى بن صفوان و عباس بن يزيد در پيرامون باب فراديس لشكر زدند . در دمشق وليد بن معاويه بود او را سخت محاصره كردند . روز چهارشنبه پنجم ماه رمضان سنه صد و سى و سه ( هجرى ) داخل شهر شدند . نخستين كسى كه بر باروى شهر فراز شد عبد اللّه طائى بود كه از ناحيه باب الشرق صعود نمود . از طرف باب الصغير هم بسام بن ابراهيم داخل شد مدت سه ساعت نبرد كردند وليد بن معاويه با عده خود كشته شدند . عبد الله بن على پانزده روز در شهر دمشق اقامت كرد . از آنجا به قصد فلسطين لشكر كشيد . اهالى اردن شعار سياه را پذيرفتند و باستقبال او شتاب كردند او سوى نهر آبى « فطرس » رفت كه مروان جا تهى كرده بود . عبد اللّه در فلسطين اقامت گزيد . يحيى بن جعفر هاشمى در شهر فلسطين بود كه نامهء سفاح به او رسيد . دستور داده بود كه صالح بن على را بتعقيب مروان روانه كند . صالح در ماه ذى القعده سنه صد و سى و دو بدنبال مروان رفت ابن فتان هم همراه او بود همچنين عامر بن اسماعيل صالح ابو عون و عامر بن اسماعيل حارثى را پيشاپيش فرستاد . آنها رفتند تا به محل عريش رسيدند . مروان هم هر چه پيرامون او از غلف و خواربار بود آتش زد ( تا بدست دشمن نيفتد ) . صالح پيش رفت تا برود نيل رسيد و از آنجا به محل صعيه لشكر كشيد . او شنيد كه سواران مروان علف را آتش مىزنند عده فرستاد آنها را گرفتند و در « فسطاط » نزد صالح بردند . او رفت تا به محلى موسوم بذات السلاسل رسيد ( در طبرى ذات السلاحل ) ابو عون هم عامر بن اسماعيل حارثى و شعبة بن كثير مازنى را با عده سوار از اهل موصل پيشاپيش فرستاد كه با خيل مروان مصادف شدند و خيل مروان تن بفرار دادند . عده از آنها كشته وعده گرفتار شدند با بعضى از گرفتاران اعمال ناشايسته