تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

بيان قتل مروان بن محمد بن حكم

در آن سال مروان بن محمد كشته شد . در بيست و هفتم ماه ذى الحجه سنه صد و سى و دو ( هجرى ) در محل بوصير از كشور مصر بقتل رسيد . چون مروان در واقعه « زاب » مغلوب شد و عبد الله بن على او را بفرار وادار كرد بموصل رفت حكومت موصل ( از طرف خود مروان ) بعهدهء هشام ابن عمر تغلبى و بشر بن خزيمه اسدى بود چون نزديك شد پل را بريدند ( و مانع عبور و وصول او گرديدند ) . اهل شام ندا دادند كه اين امير المؤمنين مروان است اهل موصل به او فرياد زدند : دروغ مىگوئيد : امير المؤمنين هرگز نمىگريزد اهل موصل به او دشنام دادند و گفتند : اى جعدى اى بىكار ولگرد خدا را حمد مىكنيم كه سلطنت شما را پايان داد و زايل كرد . خدا را سپاس كه خانواده پيغمبر ما را بسلطنت رسانيد . چون او ناسزا را شنيد و نا اميد گرديد . سوى « بلد » رخت كشيد . در آنجا از رود دجله گذشت و به محل « حران » رفت و در آنجا ابان بن يزيد بن محمد بن مروان برادرزادهء او از طرف او حكومت داشت . بيست و دو روز در آنجا ماند . عبد اللّه بن على هم بموصل رفت و داخل شهر شد . هشام را بر كنار نمود و حكومت شهر را بمحمد بن صول سپرد . تعقيب مروان را ادامه داد . مروان هم با خانواده و زن و فرزند خود گريخت . حران را هم باز ببرادر زاده خود ابان بن يزيد سپرد او داماد وى بود كه دخترش ام عثمان بنت مروان را داشت . عبد الله بن على حران را قصد كرد . ابان هم شعار سپاه ( بنى العباس ) را برگزيد و باستقبال او شتاب نمود . بيعت كرد و تسليم شد . عبد الله هم به او و باهل حران امان داد . همچنين اهل جزيره . مروان راه حمص را گرفت اهالى حمص اطاعت كردند دو يا سه روز در آن شهر ماند و از آنجا رفت . چون عدهء اتباع او را كم ديدند بدنبالش رفتند و با خود گفتند :