تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
مگر باطاعت و كشور آباد نميشود مگر با عدالت . تواناترين مردم بر عفو كسى باشد كه بر كيفر قادر باشد . عاجزترين مردم هم كسى باشد كه بزيردستان ستم كند . كار ياران را بسنج و آنها را امتحان كن . اى ابا عبد الله ( كنيه مهدى ) در هيچ مجلسى منشين مگر دانشمندان با تو نشسته باشند كه با تو سخن بگويند . كسى كه بخواهد ستوده شود بايد نيك رفتار باشد و كسى كه نخواهد نيكنام باشد بدرفتارى كند . هيچ كس نيكنامى را ترك نمىكند مگر اينكه خود بخواهد زشت كردار باشد و هر كه بدنام شود مردم از او تنفر مىكنند و او را بد ميدانند . اى ابا عبد الله مرد خردمند آن نيست كه چارهء حادثه را بسازد بلكه خردمند آن است كه چاره و عدم وقوع آن را بسازد . روزى بمهدى گفت : چند درفش دارى ؟ ( چند لشكر ) گفت : نميدانم . گفت :
إِنَّا لِلَّهِ ( وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )
تو خلافت را از دست خواهى داد ولى من براى تو كارى كرده‌ام كه اگر لشكر را از دست بدهى آن كار جبران مافات را خواهد كرد و آن عبارت از سپاه بندگان پس تو درباره آنها از خدا بينديش و آنها را خوب نگهدارى كن . اسحاق بن عيسى گويد : هيچ يك از بنى العباس اگر سخن فى البديهة ميگفت مطلب را خوب ادا نميكرد مگر منصور و برادرش عباس بن محمد و عم هر دو داود بن على . گفته شد : منصور روزى خطبه كرد و گفت : خدا را حمد ميكنم و از او يارى ميخواهم و به او ايمان دارم و بر او توكل مىكنم . گواهى مىدهم كه خداوند يكتا شريك ندارد ناگاه در اثناء خطبه يك مرد فرياد زد اى انسان ! من ترا به همان خدائى كه به ياد آوردى . . . او خطبه را بريد و گفت مىشنوم و مىپذيرم از كسى كه خداوند را به ياد آورده ( گوينده متعرض ) . پناه بر خدا از اينكه متكبر خود پسند