تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بدر روانه نمىشد طالب ( فرزند ابو طالب ) و عقيل ( فرزند ديگرش ) از گرسنگى ظروف عتبه و شيبه را مىليسيدند او طعام دهنده و كريم بود كه ننگ را از خاندان شما زد و دو خواربار و نفقه داد و فديه عقيل را كه در جنگ بدر اسير شده بود پرداخت . تو چگونه بر ما فخر مىكنى و حال اينكه مادر زمان كفر بر شما برترى داشتيم و بهاى فداى شما را پرداختيم و مكارم خاندان و شرف پدران و نياكان را ربوديم و وارث خاتم النبيين شديم و بخونخواهى شما قيام و اقدام نموديم در حالى كه شما نتوانستيد چنين كارى را براى تشفى خود انجام دهيد و السلام عليكم و رحمة اللّه . محمد هم محمد بن حسن بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب را بامارت مكه منصوب نمود . قاسم بن اسحق را والى يمن و موسى بن عبد اللّه را امير شام نمود . آنها به محل امارت خود رفتند اما محمد بن حسن و قاسم هر دو سوى مكه رفتند ( كه قاسم از آنجا بيمن برود ) سرى بن عبد اللّه كه از طرف منصور امير بود براى مقابله آنها از شهر مكه لشكر كشيد و در محل « بطن اذاخر » نبرد واقع شده هر دو پيروز شده او را منهزم نمودند . محمد وارد مكه شد اندكى درنگ كرد ناگاه محمد بن عبد اللّه به او رسيد كه با عده خود به يارى او شتاب كند زيرا عيسى بن موسى با لشكر ( از طرف منصور ) رسيده كه بايد بجنگ او كمر بندند . او باتفاق قاسم ( نامزد امارت يمن ) با عده بمدد او شتاب كند و چون به محل ( قديد ) رسيد به او خبر دادند كه محمد كشته شده او و همراهان گريخته پراكنده شدند . محمد بن حسن بابراهيم پيوست و نزد ابراهيم ماند تا ابراهيم ( برادر محمد ) كشته شد . قاسم هم در مدينه پنهان شد تا دختر عبد اللّه بن محمد بن على بن عبد اللّه بن جعفر كه همسر عيسى ( عباسى ) بود براى او امان گرفت . همچنين برادران او معاويه و سايرين ( همسر عيسى امان گرفت كه عم زاده او بودند ) . اما موسى بن عبد اللّه كه باتفاق رزام مولاى محمد قسرى راه شام را گرفت در عرض راه رزام گريخت و نامه محمد قسرى را براى منصور برد . ( حاكى ضعف محمد و وفادارى قسرى نسبت بمنصور ) و چون محمد بن عبد الله بر آن كار آگاه شد محمد قسرى را ( در مدينه ) بازداشت . موسى هم بشام رسيد و در