تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بدار تا نزد آنها به روى . اگر به آنها رسيدى و ديدى از عقيده خود برگشته‌اند چه بهتر و اگر باز عقيده تشيع ( نسبت بآل على ) داشته باشند تو برو تا عبد اللّه بن حسن را پيدا كنى . او مردى پرهيزگار و سخت گذران و زاهد مىباشد . حتما ترا طرد خواهد كرد و اگر ترا نپذيرد تو دوباره و سه باره برو و اصرار و خضوع كن تا او نسبت به تو نرم شود و انس بگيرد اگر به تو انس گرفت و معتقد شد تو دوباره نزد من با شتاب برگرد . او كار خود را كرد و حامل يك نامه بعبد اللّه شد و نزد او رفت ( پدر محمد ) . او انكار كرد و او را نهيب داد و از نزد خود راند و گفت : من اين قوم ( كه نامه را فرستادند ) نمىشناسم ولى او ( عقبه - جاسوس ) اصرار و ابرام كرد تا عبد اللّه باور نمود و انس گرفت و هدايا را پذيرفت . عقبه از او جواب نامه را خواست او گفت : من به كسى نامه نمىنويسم ولى تو خود نماينده من باش و از طرف من به آنها سلام برسان و به آنها بگو كه من در فلان وقت و زمان خروج و قيام خواهم كرد . ( البته خود عبد اللّه قيام نخواهد كرد و در اينجا در تعبير غفلت يا اشتباه شده كه طبرى خوب توضيح داده است كه عبد اللّه بعقبه جاسوس گفت : دو فرزندم در فلان تاريخ قيام خواهند كرد كه محمد و ابراهيم باشند و محمد صاحب النفس الزكيه كسى بود كه هاشميان بر خلافت او متفق شده و بيعت كرده بودند و خود منصور خليفه هم با او بيعت كرده بود ) . عقبه نزد منصور باز گشت و خبر داد منصور تصميم گرفت كه براى حج برود بعقبه هم گفت : اگر در اين سفر خاندان حسن بملاقات من بيايند و عبد اللّه بن حسن ميان آنها بود تو همراه من باش . من او ( عبد اللّه ) را گرامى خواهم داشت و مقام او را بلند خواهم كرد . طعام را هم با هم صرف خواهيم نمود و چون از تناول طعام فراغت حاصل شود تو ظاهر شو و خود را به او نشان بده او چشم خواهد پوشيد و رخ خواهد تافت ولى تو بدنبال او برو و پشت او را با شصت پاى خود لمس كن تا او ترا خوب ببيند و همين كافى خواهد بود ولى هرگز هنگام تناول طعام حاضر مشو و ترا در
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 150 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت