خراسان تشويق مىكردى . گفت : آرى . او نسبت به من احسان كرده و بر گردن من حق داشت من هم نسبت به او وفادارى كرده نصيحت دادم و اگر امير المؤمنين نسبت به من احسان كند وفادار و سپاسگزار خواهم بود . منصور از او عفو كرد .
چون واقعهء راونديه ( شرح آن خواهد آمد ) رخ داد . مالك ابو نصر شمشير كشيد و در را حفظ كرد و گفت : دربان كسى را راه نمىدهم . منصور دانست كه او كاملا وفادارى كرده است .
گفته شده : زهير ابو نصر را بند كرد و تحت الحفظ فرستاد ولى منصور بر او منت گذاشت و او را آزاد كرد و فرماندارى موصل را داد .
چون منصور ابو مسلم را كشت ( بر منبر فراز شد و ) گفت : اى مردم از انس طاعت دور نشويد و بوحشت معصيت تن ندهيد . پس از راهنوردى با نور حق ظلمت باطل را مپسنديد . ابو مسلم در آغاز كار نيكى بسيار نمود و در عاقبت بد كرد مردم را بواسطهء ما و با نيروى ما گرفت و دچار كرد . از مردم بيشتر ربود و بما كمتر داد و بر زشتى افزود . باطن پليد او بر ظاهر پسنديده چيره شد . ما بر پليدى باطن او آگاه شديم بر ما واجب شد كه او را كيفر دهيم و خونش را مباح كنيم هر كه مانند ما بر بد دلى و فساد عقيده او آگاه شود همين كار را نسبت به او روا مىدارد و به او مهلت زيستن نمىدهد و ما را بر تاخير كيفر او ملامت مىكند و در قتل او معذور مىدارد او از بيعت و ايمان خود مىكاست و بر معصيت طغيان خويش مىافزود تا آنكه كيفر او بر ما لازم و واجب و ريختن خونش روا گرديد . ما دربارهء او حكم او را درباره ديگران اجرا نموديم او درباره متمردين چنين مىكرد و ما درباره كه او متمرد شده چنين كرديم . چه نيك است گفتار نابغه ذبيانى كه بنعمان ابن منذر خطاب كرده بود :
فمن اطاعك فانفعه بطاعته * كما اطاعك و اولله على الرشد
و من عصاك فعاقبه معاقبة * تنهى الظلوم و لا تقعد على ضمد
يعنى : هر كه اطاعت كند باندازهء طاعت خود به او سود برسان و به راه راست