تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
او را كشتم . چون گله و عتاب به طول كشيد ابو مسلم گفت : به من نبايد چنين گفته شود و حال اينكه من امتحان خوب داده بودم . منصور گفت : اى پليد مادر اگر يك كنيزك جاى تو بود همين كارها را با نيروى ما ) انجام ميداد . تو هر چه كردى بنام دولت ما كردى اگر اين كار به تو مربوط مىشد قادر بر بريدن يك بند نبودى ابو مسلم دست او را گرفت و بوسيد و عذر خواست . منصور گفت : به خدا من مانند امروز روزى نديده بودم تو بر خشم من افزودى . ابو مسلم گفت : بگذار از اين من اكنون از هيچ كس غير از خدا نمىترسم . منصور دستى بر دست زد ( خبر كرد ) نگهبانان حاضر شدند عثمان بن نهيك شمشير بر دوش او زد حمايل شمشير او را بريد . ابو مسلم گفت : اى امير المؤمنين مرا براى سركوبى دشمن خود زنده بدار . منصور گفت : خدا مرا زنده نگذارد . تو سخت‌ترين و بدترين دشمنان من هستى . نگهبانان او را بشمشير گرفتند تا او را كشتند و او فرياد مىزد : عفو عفو . منصور گفت : اى زاده پليدان آيا عفو كنم و حال اينكه تو طعمه شمشيرها شدى . او را در بيست و پنجم ماه شعبان كشتند . منصور گفت :
زعمت ان الدين لا يقتضى * فاستوف بالكيل ابا مجرم سيقت كاسا كنت تسقى بها * امر فى الحق من العلقم
يعنى : تو ادعا ميكردى كه وام ادا نخواهد شد ( وام قتلى كه مرتكب شدى و گمان بردى از تو قصاص نخواهد شد ) اكنون پيمانه را اى ابا مجرم ( بجاى ابو مسلم ) كامل دريافت كن . تو از جامى نوشيدى كه خود بمردم مىدادى كه بنوشند ( مرگ ) و آن از علقم ( يك ماده تلخ معروف ) تلختر و بدتر است . ابو مسلم در زمان تسلط خود ششصد هزار تن دست بسته كشته بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 110 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت