تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
يعنى : اگر چيزى جز آب گلوگير من باشد من مانند كسى باشم كه چون گلوى او گرفته شود با نوشيدن آب عقدهء گلوگير را دفع مىكند . ( در من از درمان است ) به خدا تو عقربها را بدست خود شكار كردى و گرفتى . ما مردمى از قوم تو هستيم . مضريها ( قبايل مضر كه مخالف ازد و يمن و ربيعه بودند ) اين گزارش را داده‌اند زيرا ما سختترين مردم ضد قتيبة بن مسلم بوديم آنها كينه‌جوئى كرده و ما را بخونخواهى خود گرفتار نموده‌اند . اسد دستور داد آنها را بزندان بسپارند . پس از آن از عبد الرحمن بن نعيم پرسيد : من دربارهء آنها چه بايد بكنم ؟ گفت : عقيدهء من اين است كه منت بر قبايل آنها بگذارى و آنها را به همان قبايل بسپارى ( آزاد كنى ) . او اهل يمن را آزاد كرد زيرا خود او از آنها بود . آنهايى كه از قبيله ربيعه بودند هم آزادشان كرد زيرا ربيعه با اهل يمن متحد بود . آنگاه بقيهء آنها را كه از مضر بودند خواست . موسى بن كعب را لجام زد و لجام را سخت كشيدند دندانهاى او خرد شد سپس بينى و روى او را خرد كردند . پس از آن لاهز بن قريظ را خواند و از او پرسيد : اين چه بود ؟ ( خبرى كه از كارهاى تو داده‌اند . گفت : تو نسبت بما چنين مىكنى ( آزار مىدهى ) در حالى كه يمانىها و ربعىها را ( از ربيعه ) آزاد كردى . او را سيصد تازيانه زد . گفت : اين تبعيض از روى حق و عدالت نيست . بعد گفت او را بدار بكشند . حسن بن زيد از وى گواهى داد كه او و ياران او از آن تهمت برى و بىگناه هستند آنها را آزاد كرد .

بيان ايالت عبد اللّه بن حبحاب در افريقا و اندلس

در آن سال هشام بن عبد الملك عبيد اللّه بن حبحاب را بايالت افريقا و اندلس منصوب كرد . ( قبل از اين هم گذشت ) او والى مصر بود كه فرزند خود را بجانشينى خويش برگزيد عقبة بن حجاج را بايالت اندلس برگزيد . فرزند خود اسماعيل را بحكومت طنجه منصوب كرد . حبيب بن ابى عبيدة بن عقبة بن نافع را ( با لشكر ) براى غزا به مغرب فرستاد كه بسوس اقصى ( دور ) رسيد . بسودان هم رفت و هر كس
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 89 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت