تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
ابن حبحاب ( امير كل ) بحبيب نوشت و او را نزد خود خواند كه در صقليه بود . او را براى جنگ ميسره كه كار او بالا گرفته بود دعوت نمود . ابن حبحاب لشكرى بفرماندهى خالد بن حبيب براى جنگ ميسره فرستاده بود چون حبيب بن ابى عبيده رسيد او را بدنبال ( فرزندش ) روانه كرد . خالد با ميسره در پيرامون طنجه مقابله كرد . سخت نبرد كردند نبردى كه مانند آن ديده نشده بود . ميسره ناگزير بطنجه برگشت بربريان بر رويه و رفتار او اعتراض كردند با اينكه او را خليفه دانسته و با وى بيعت كرده بودند پس از شكست بر او شوريدند و او را كشتند . خالد بن حميد زناقى را بجاى او برگزيدند و كار خود را به دستش سپردند . خالد بن حميد با قبايل بربر بمقابله و مقاتلهء خالد بن حبيب شتاب كرد . اعراب و سپاهيان شام با خالد بن حبيب بودند . جنگى بسيار سخت ميان طرفين رخ داد . اعراب پايدارى كردند ولى بربريان سخت كوشيدند تا آنها را منهزم نمودند . خالد بن حبيب تن بگريز نداد او با عده‌اى از ياران دليرى كرد و همه كشته شدند . در آن واقعه پهلوانان و سواران دلير عرب كشته شدند . آن واقعه جنگ اشراف ناميده شد . مملكت آشفته شد و مردم شوريدند و اهل اندلس بر آن وقايع آگاه شدند و ضد والى خود كه عقبة بن حجاج بود برخاسته او را عزل و عبد الملك بن قطن را بجاى او نصب نمودند . كار ابن حبحاب سخت آشفته و پريشان گرديد خبر بهشام بن عبد الملك رسيد ، گفت : من براى ( انتقام ) عرب چنين غضبى خواهم كرد كه سپاهى بفرستم اول آن سپاه نزد آنها ( مقيمين در افريقا ) و آخر آن نزد من باشد ( سپاهى عظيم ) . بابن حبحاب نوشت كه نزد وى باز گردد او در ماه جمادى سنهء صد و بيست و سه نزد هشام رفت . هشام بجاى او كلثوم بن عياض قشيرى را برگزيد و سپاهى عظيم با او روانه كرد . بامراء شهرستانهاى عرض راه هم نوشت كه با او عده بفرستند و از هر شهرى كه بگذرد لشكرى با خود ببرد . او بافريقا رسيد بلج بن بشر فرمانده مقدمه لشكر وى بود . مقدمه به شهر قيروان رسيد فرمانده مقدمه بر مردم آن شهر سخت گرفت و با تكبر و غرور با آنها روبرو شد و خواست