تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
سپاهيان را در خانهء آنها منزل بدهد مردم بحبيب بن ابى عبيده كه در « تلمسان » بود نوشتند و به او توسل جستند و از بدرفتارى بلج و كلثوم ( فرمانده كل ) شكايت كردند . حبيب هم بكلثوم نوشت كه « بلج » چنين كرد و چنان ، از آن ديار برگرديد و گر نه ما عنان خيل را پيچيده سوى تو خواهيم آمد ( بجنگ تو ) . كلثوم پوزش خواست و سوى حبيب روانه شد و باز بلج پيشاپيش فرمانده مقدمه بود . چون به او رسيد او را با خوارى پذيرفت و درشت گفت و توهين كرد و با هم نزاع و جدال كردند ولى بعد متحد شده بجنگ بربر كوشيدند . بربريان هم از « طنجه » لشكر كشيدند و صف آرائى كردند . حبيب گفت : ( در اين ميدان ) بايد پياده با پياده و سوار با سوار مقابله كند ولى آنها ( كلثوم و اركان حرب او ) نپذيرفتند . كلثوم خود بفرماندهى سواران حمله كرد . رجاله بربر سخت پايدارى كردند و او را شكست دادند . كلثوم منهزم شد و مردم ( سپاهيان ) دلسرد و خوار شدند باز جنگ آغاز شد در دومين بار سواران بربر تن بفرار دادند ولى رجاله پايدارى و دليرى كردند . نبرد بسيار سختى رخ داد و بر عده بربريان افزوده شد كلثوم بن عياض و حبيب بن ابى عبيده هر دو ( فرمانده ) كشته شدند همچنين ساير بزرگان و سالاران عرب . سپاه عرب پراكنده شد سپاهيان شام باتفاق بلج راه اندلس را گرفتند و رفتند بعضى از آنها هم بقيروان رسيدند . چون اعراب در آن جنگ ضعيف و خوار شدند مردى در شهر « قابس » بنام عكاشة بن ايوب فزارى كه رئيس فرقهء خوارج بود قيام كرد . او از خوارج صفريه بود . لشكرى از قيروان بجنگ او رفت نبرد واقع شد و عكاشه منهزم گرديد بسيارى از اتباع او هم كشته شدند عكاشه خود بسرزمين « رمل » پناه برد . چون خبر شكست و قتل كلثوم بهشام رسيد حنظلة بن صفوان كلبى را بفرماندهى و ايالت آفريقا فرستاد او در ماه ربيع الاخر سنهء صد و بيست و چهار بدان سرزمين رسيد . اندكى در قيروان درنگ كرد ناگاه عكاشهء خارجى با سپاهى عظيم به قصد او لشكر كشيد زيرا بعد از شكست لشكرى براى انتقام گرد آورد عبد الواحد بن يزيد هوارى مدغمى كه او نيز از خوارج