بيان عزل عاصم از خراسان و ايالت اسد
در آن سال هشام بن عبد الملك عاصم بن عبد اللّه را از ايالت خراسان عزل و خراسان را بامارت خالد بن عبد اللّه قسرى ( امير كل در كوفه ) واگذار كرد او هم برادر خود ( دوباره ) اسد بن عبد اللّه را براى ايالت آن برگزيد و فرستاد سبب ( عزل ) اين بود كه عاصم بهشام نوشت : اما بعد رائد ( نماينده كه براى پيدا كردن مرتع فرستاده مىشود و پيش آهنگ و رهنما و معتمد قوم و قبيله ) هرگز بقوم و خانوادهء دروغ نمىگويد ( كه من نمايندهء تو به تو دروغ نمىگويم و اغفال نمىكنم ) بدانكه خراسان هرگز اصلاحپذير نخواهد بود مگر آنكه بامارت عراق ملحق و منضم شود تا مدد و مواد ضروريهء آن زودتر برسد زيرا امير المؤمنين از آن دور مىباشد و مدد و يارى او ديرتر مىرسد . هشام هم خراسان را بخالد بن عبد اللّه قسرى سپرد و نوشت . برادر خود را بفرست كه هر چه او فاسد كرده اصلاح كند چون خبر عزل عاصم به او رسيد و دانست كه اسد بجاى او برگزيده شده و اسد محمد بن مالك همدانى را بفرماندهى پيش آهنگى خود برگزيده با حارث بن سريج صلح كرد و پيمانى بست كه حارث بهر شهرستانى كه مايل باشد اقامت كند و او با خود حارث هر دو بهشام نامه بنويسند و او را بكتاب خداوند ( قرآن ) و سنت پيغمبر دعوت كنند كه اگر او ( هشام كه خليفه باشد ) خوددارى كند هر دو ( با اتباع خود ) ضد او قيام كنند .
بعضى از سران قوم هم آن عهدنامه را امضا كردند ولى يحيى بن حضين از امضاء آن خوددارى كرد و گفت : اين بمنزلهء اعلان خلع امير المؤمنين ( هشام ) مىباشد .
آن عهدنامه فسخ شد .
عاصم در يكى از قراء مرو بود كه حارث او را قصد كرد در آنجا نبرد سخت رخ داد ، حارث منهزم شد و عدهء از اتباع و ياران او گرفتار شدند . عدهء اسراء بسيار بود يكى از آنها عبد اللّه بن عمرو رئيس اهل مرو رود بود . عاصم گرفتاران را كشت . اسب حارث هم با يك تير مجروح شده بود حارث آن تير را از پيكر اسب خود كشيد و اسب