اعسر و بشر بن انيف رياحى و عطاء دبوسى از ( سالاران ) آنها بودند . از دهقانان ( بزرگان ايران ) دهقان جوزجان و دهقان فارياب ( سالاران و سرداران ) و پادشاه طالقان و دهقان مرو رود با او بودند ( با عدهء خود ) و امثال آنها ( اين دومين بار است كه ايرانيان در جنگ داخلى با اعراب شركت كردند و نخستين بار شركت حيان نبطى در قتل قتيبه بزرگترين امير عرب بود و بعد از اين امكان اين را يافتند كه زير لواى ابو مسلم تجمع و جنگ كنند ) .
عاصم هم مردم مرو و ديگران را بخارج شهر ( براى جنگ حارث ) كشيد و پلها را تعمير كردند محمد بن مثنى ازدى ( كه با حارث بود ) با عدهء دو هزار بازديان ( تابع عاصم ) پيوست .
همچنين حماد بن عامر حمانى بعاصم ملحق شد ( حارث را ترك كرد ) . سپاه عاصم و حارث جنگ را آغاز كردند . فرمانده ميمنهء حارث را بض بن عبد اللّه زرارهء تغلبى بود . سخت نبرد كردند كه اتباع حارث ( شكست خورده ) منهزم شدند . بسيارى از آنها در رودهاى مرو غرق شدند خصوصا نهر بزرگ مرو . دهقانان هم هر يكى ( با عدهء خود ) سوى شهر خويش برگشتند . خازم بن عبد اللّه بن خازم هم در رود افتاد ( و نابود شد ) او همراه حارث بود . اتباع حارث زار كشته و سخت هلاك شدند . حارث از دشت مرو گذشت ( در حال گريز ) و در ديرهاى راهبان ( تارك الدنيا ) خيمه زد عدهء قريب سه هزار تن به او پيوستند ( از گريختگان ) .
بيان بعضى حوادث
در آن سال هشام ( خليفه ) عبيد اللّه بن حبحاب موصلى را از ايالت مصر بر كنار و بامارت افريقا منصوب و برقرار نمود او هم به محل امارت خود رهسپار شد .
در آن سال اين حبحاب لشكرى سوى صقليه ( سيسيل ) با كشتى فرستاد .
روميان ( در دريا ) با آنها سخت جنگ كردند و بعد منهزم شدند . عدهء اسير هم از مسلمين با خود بردند كه عبد الرحمن بن زياد يكى از آنها بود و او نزد آنها گرفتار ماند تا