او بود كه به آنها امان داد . قريش بن عبد اللّه عبدى گفت : به اينها اعتماد مكنيد چون شب فرا رسد ما از اينجا خارج مىشويم و راه سمرقند را مىگيريم . آنها پند او را نپذيرفتند . امان خواستند و تسليم شدند . غوزك آنها را نزد خاقان برد .
خاقان گفت : من امان غوزك را نمىپذيرم . و جف بن خالد با مسلمين كه همراه او بودند ناگزير جنگ كردند همه كشته شدند جز عده هفده تن آنها را هم گرفتند و كشتند غير از سه تن .
سوره به آتش سوخت چون او كشته شد جنيد از دره بيرون رفت و راه سمرقند را گرفت خالد بن عبيد اللّه به او گفت : شتاب كن و تند برو ولى مجشر گفت :
( بخالد كه گفته بود شتاب كن ) پياده شو و عنان مركب او ( جنيد ) را بگير . او پياده شد و مردم همه پياده شدند . هنوز پياده نشده بودند كه ناگاه تركان پيدا شدند .
مجشر گفت : اگر ما در حال راه پيمودن بوديم و آنها بما مىرسيدند آيا ما را هلاك نمىكردند ؟ روز بعد هنگام بامداد برخاستند و يك ديگر را برانگيختند .
جنيد فرياد زد زينهار از آتش مردم برگشتند و جاى خود را گرفتند . جنيد فرياد زد هر غلامى كه جنگ كند آزاد خواهد بود ( غلامانى كه در خدمت سپاهيان بودند ) . غلامان جنگى كردند كه همه از دليرى آنان تعجب كردند . سپاهيان از پايدارى و بردبارى غلامان بسيار خرسند شدند . مردم همه ثبات و دليرى كردند تا دشمن منهزم گرديد . مسلمين راه سمرقند را گرفتند و رفتند . موسى بن تعراء گفت : شما از پيروزى و دليرى غلامان خرسند مىشويد ؟ آنها در ستيز با شما هم روزى خواهند داشت . جنيد بسمرقند رسيد . خانوادههاى ( كشتگان ) مردانى كه با سوره بودند ( كشته شدند ) سوى مرو روانه كرد خود هم چهار ماه در سغد اقامت نمود . كسى كه در خراسان سياستمدار و صاحب عقيده و تدبير بود مجشر بن مزاحم بود كه سياست جنگ بعهدهء او گذاشته شده همچنين عبد الرحمن بن صبيح خرقى و عبيد اللّه بن حبيب هجرى ( بمنزله اركان حرب بودند ) مجشر مردم ( سپاهيان ) را بر حسب پرچمها مرتبت و آرايش مىداد . او پاسگاهها و نگهبانان و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 66
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٦