بدان كه دير خواهد شد ( و كار از كار خواهد گذشت ) . اما اينكه راى دادهاند كه تو از طريق كش و نسف لشكر بكشى بدانكه اگر تو سپاه را در غير راه عادى سوق بدهى لشكريان را خرد و تباه خواهى كرد كه در قبال دشمن شكست خورده نابود خواهند شد . آنگاه خاقان گستاخ و دلير خواهد شد و حال اينكه او خواست بخارى را بگشايد و رستگار و پيروز نشد ( و با ضعف تو موفق خواهد شد ) . اگر هم از بيراهه لشكر بكشى پادگان بخارا آگاه خواهد شد و ناگزير تن بتسليم خواهند داد ( سبب ديرى ) . اگر راه هموار و طريق نمايان و نزديك را بگيرى دشمن از هيبت و دليرى تو بيمناك خواهد شد . من معتقد هستم كه تو خانواده و بازماندگان سورهء مقتول را با خود ببرى . آنها را بعشاير خود بسپار تا با تو حمل بشوند ( بودن آنها در ميدان جنگ باعث هيجان و شدت انتقام خواهد شد ) من با اين عمل و اقدام اميدوارم كه خداوند ترا نصرت بدهد و بر دشمن غالب فرمايد .
بهر يكى از افراد پادگان كه در سمرقند بمانند يك هزار درهم و يك اسب بدهى ( تا در دفاع دلگرم و نيرومند باشند ) او شرط را پذيرفت . عثمان بن عبد اللّه - بن سخير را با چهار صد سوار و پياده در سمرقند مستقر كرد . مردم بعبد اللّه بن ابى عبد اللّه دشنام دادند و گفتند : او قصد هلاك و فناى ما را دارد . جنيد لشكر كشيد و بازماندگان ( سوره ) را با خود برد . اشهب بن عبيد حنظلى را با ده سوار بعنوان پيش آهنگ و كشف اخبار فرستاد و دستور داد در هر منزلى كه او برسد يك پيك روانه كند و خبر اوضاع و اطلاع را بدهد . جنيد در لشكركشى تسريع كرد و تند رفت عطاء دبوسى ( گرزدار - لقب او ) به او گفت سپاه را تفقد كن . هر ناتوانى و هر پيرمردى را كه ميان لشكريان بىسلاح مىبينى او را با نيزه و شمشير و سپر و تركش مسلح و مجهز كن آنگاه باندازهء قوه و طاقت پيران راهپيمايى كن ( آنها را خسته مكن ) زيرا ما قادر بر تند روى نمىباشيم و در عين حال با پياده رفتن ( و خسته شدن ) جنگ را آغاز كنيم جنيد هر چه او گفت انجام داد . براى مردم ( سپاهيان ) هيچ چيزى در عرض راه پيش نيامد تا آنكه توانستند از معابر خطرناك بگذرند و اماكن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٩