تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
( بخاقان ) . او موسى بن اسود حنظلى را بجانشينى خود در سمرقند گذاشت و با عدهء دوازده هزار رهسپار شد . بامداد بر كوه صعود كردند و در آن هنگام خاقان بمقابله وى لشكر كشيد . او سه فرسنگ راه را پيمود و ميان او و جنيد فقط يك فرسنگ مسافت بود . او در همانجا پايدارى كرد و جنگ سختى ميان او و تركان واقع شد . سخت پايدارى كرد . غوزك بخاقان گفت : امروز هوا گرم است ما نبايد با آنها نبرد كنيم امروز را صبر مىكنيم تا سلاح آنها داغ شود و آنها را بيازارد . تو حركت آنها را باز بدار و آتش را در خاشاك بيفروز تا از گرما بستوه آيند آب را هم از آنها منع كن . سوره بعباده گفت : اى ابا سليم چاره چيست ؟ گفت : تركان فقط بغنايم دلبستگى دارند . تو فرمان بده كه تمام چهارپايان را بكشند و تمام متاع و مال را بسوزانند و مردان شمشيرها را بكشند و پيش روند . آنها ناگزير راه را براى ما باز خواهند كرد اگر هم مانع شوند ما نيزه‌ها را حواله مىكنيم و قدم بقدم پيش مىرويم زيرا فاصله ما بين ما و جنيد فقط يك فرسنگ است . گفت : من نمىتوانم چنين كنم و فلان و فلان كسانى را نام برد هم نمىتوانند ولى بهتر اين است كه خيل خود را جمع و آماده كنم يكباره بر آنها هجوم ببرم يا سالم در مىروم يا هلاك مىشوم . سواران را جمع و سخت حمله كرد تركان عقب نشستند و راه را باز كردند گرد و غبار برخاست . مسلمين چيزى را نمىديدند كه ناگاه با آتش روبرو شدند كه آن آتش پشت سر تركان افروخته شده بود ، طرفين مسلمين و تركان در آن آتش افتادند و سوختند . سوره خود از اسب افتاد و ران وى خرد شد مسلمين پراكنده شدند و تركان آنان را كشتند فقط دو هزار تن از آنان نجات يافتند . گفته شده فقط هزار . يكى از نجات يافتگان عاصم بن عمير سمرقندى بود . حلبس بن غالب شيبانى شهيد شد . مهلب بن زياد عجلى با عده هفتصد تن بيكى از رسته‌ها بنام مرغاب پناه بردند و در قصر آن تحصن نمودند شهريار نسف آنها را قصد كرد غوزك هم همراه