تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و جنگ كرد تا شهيد شد خدا او را بيامرزد . سپاهيان در آن حال بودند كه ناگاه گروهى سوار ( ترك ) حمله كردند . منادى جنيد ( بفرمان او ) فرياد زد : زمين زمين ( فرود آئيد و بر زمين پايدارى كنيد ) . او خود پياده شد و سواران پياده شدند . منادى گفت هر يكى از فرماندهان گرداگرد خود خندق حفر كند تا عدهء خود را پشت خندق مصون بدارد . آنها فورا خندق كندند ولى طرفين از كارزار دست كشيدند . از قبيلهء ازد صد و نود تن به خاك و خون افتادند . آن جنگ روز جمعه بود چون روز شنبه آغاز شد خاقان هنگام ظهر آنها را قصد كرد . ميدانى براى نبرد بهتر از ناحيهء بكر بن وائل نديد ( قبيله ) ( زيرا خندق حايل بود ) فرمانده آنها زياد بن حارث بود . خاقان نزديك شد . بكر بن وائل حمله كردند . تركان ناگزير راه براى مهاجمين باز كردند و عقب نشستند . جنيد سجدهء شكر كرد . جنگ هم بر شدت خود افزود .

بيان قتل سورة بن حر

چون كارزار سختتر گرديد جنيد با ياران خود ( سالاران ) مشورت كرد . عبيد اللّه بن حبيب گفت : يكى از دو حال را اختيار كن يا تو ( و اتباع ) هلاك شويد يا سورة بن حر ( فرماندار سمرقند ) گفت : هلاك سوره آسانتر است . گفت : پس بنويس كه او اهل سمرقند ( پادگان ) نزد تو آيند زيرا اگر او خارج شود و سوى تو آيد تركان ترا ترك و او را قصد خواهند كرد . جنيد به او نوشت كه بيايد . حليس بن غالب شيبانى گفت : ( بسوره ) تركان حايل ما بين تو و جنيد مىباشند اگر تو خارج شوى آنها ترا خواهند ربود . او بجنيد نوشت كه قادر بر خروج و كوچ نمىباشم . جنيد به او نوشت اى زادهء بدنها دان بيا و گر نه شداد بن خلبه باهلى را خواهم فرستاد كه او دشمن و بدخواه وى ( سوره ) بود . از شهر بيرون رو و در كنار آب اقامت كن و از آنجا مرو . او تصميم بر كوچ گرفت و گفت : اگر من بيرون روم و آن راه را بگيرم در مدت دو روز به او نخواهم رسيد و حال اينكه فاصله ما بين من و او ( جنيد ) يك شب بيشتر نيست . اگر مردم غنودند ( شب هنگام كوچ خواهم كرد جاسوسان ترك گفته او را رسانيدند .