را بتراشيد كنايه از تحقير و خوارى ) ، جنيد از رود گذشت و به محل كش رسيد و آمادهء لشكركشى ( حمله ) شد .
تركان آگاه شدند . چاههاى ميان راه كش را پر كردند ( كه بىآب بماند ) . جنيد پرسيد : كدام راه براى رسيدن بسمرقند بهتر است ؟ گفتند : راه محترقه ( سوخته كه محل احتراق بوده ) مجشر گفت : مرگ با شمشير بهتر از سوختن و مردن است . راه محترقه داراى جنگل و درختهاى انبوه است كه سالها بدون كشت و آبادى مانده اگر ما در آنجا با خاقان مقابله كنيم حتما آتش را در جنگل خواهد افروخت و ما را خواهد سوزاند و ما همه با آتش و دود كشته خواهيم شد . بهتر اين است كه راه عقبه را طى كنيم كه مسافت آن تا آنها ( محصورين سمرقند ) با اين راه ( محترقه ) يكسان است . جنيد راه عقبه را پيمود و از يك كوه صعود نمود ناگاه مجشر عنان اسب وى را گرفت و گفت : گفته شده كه سپاه خراسان بدست يك مرد خوشگذران تباه خواهد شد كه او از طايفهء قيس باشد ما مىترسيم كه آن مرد تو باشى . گفت : آرام باش و بيم تو زايل و خشم تو فرو بنشيند . تا ميان ما كسانى مانند تو ( خردمند و مآلانديش ) باشند . چنين نخواهد بود ( هلاك نخواهيم شد ) . شب را در اصل عقبه ( بن آن ) بصبح رسانيد پس از آن لشكر كشيد تا ميان او و سمرقند چهار فرسنگ ماند آنگاه لشكر را بدره سوق داد ناگاه خانان با سپاهى عظيم از سغديان و مردم فرغانه و شاش و گروهى از تركان بر آنها هجوم برد اول خاقان بر مقدمهء سپاه حمله كرد فرمانده مقدمه عثمان بن عبد اللّه بن شخير بود . او عدهء خود را به عقب كشيد و بسپاه پيوست در حالى كه تركان آنها را سخت تعقيب مىكردند و از هر طرف به آنها احاطه نمودند . جنيد صفآرايى كرد . تميم و ازد ( قبيله ) را در ميمنه و ربيعه را در ميسره قرار داد كه كوه پشت و پناه آنها بود . عبد اللّه بن زهير بن حيان را فرمانده سواران تندرو بنى تميم و عمرو بن جرقاش منقرى را امير رجاله و عامر بن مالك حمانى را فرمانده گروهى از تميم و عبد اللَّه بن بسطام بن مسعود بن عمرو را امير ازد ( قبيله ) و فضيل بن هناد و عبد اللَّه بن حوذان را فرمانده زرهداران و رجاله شمشير زن نمود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٢