ننگ نشدهام .
اشرس به قصد غزا لشكر كشيد و در آمل ( خراسان غير از مازندران ) لشكر زد سه روز ماند . قطن بن قتيبة بن مسلم را پيشآهنگ خود نمود و او با عدهء ده هزار مرد جنگى از رود گذشت . سغديان و اهل بخارى باتفاق خاقان و تركان رسيدند و قطن را كه گرداگرد خود خندق حفر كرده بود محاصره نمودند . خاقان گروهى فرستاد گلههاى مردم را بيغما بردند . اشرس ثابت بن قطنه را بكفالت عبد الله بن بسطام بن مسعود بن عمرو آزاد نمود . او ( ثابت ) با عدهء سوار ابن بسطام بجنگ تركان شتاب كرد . در آمل با تركان مقابله كرد و هر چه تركان غارت كرده بودند از دست دادند . تركان ( نا اميد ) برگشتند . بعد از آن اشرس با سپاه خود از رود گذشت و بقطن رسيد . اشرس گروهى را با مسعود كه يكى از افراد بنى حيان بود روانه كرد كه با دشمن روبرو شدند و نبرد كردند و عدهاى از مسلمين كشته شدند مسعود ناگزير گريخته نزد اشرس برگشت . دشمن جنبيد تا با مسلمين مقابله كرد . نبرد رخ داد و باز گروهى از مسلمين كشته و سايرين پراكنده شدند . ولى بعد برگشتند و پايدارى نمودند مشركين منهزم شدند . اشرس مردم ( سپاه ) را كشيد تا به محل كيند رسيد . دشمن آب را از آنها بريد مسلمين يك روز و يك شب ماندند و تشنگى سخت به آنها تأثير كرد . شهر را از دشمن گرفتند و در مقدمهء سپاه قطن بن قتيبه بود . باز دشمن رسيد و جنگ آغاز شد . عدهء هفتصد تن از تشنگى مردند ( از مسلمين ) مردم ( مسلمين ) بىتاب شدند و نتوانستند نبرد كنند حارث بن سريج مردم را تشجيع و تحريض كرد و گفت : كشته شدن با شمشير در اين دنيا بهتر و گواراتر از مرگ با عطش است و نزد خداوند هم اجر خواهيد داشت . خود حارث پيش رفت قطن هم با عده از سواران تميم بدنبال او شتاب كرد جنگ كردند تا تركان را از منبع آب دور نمودند مردم ( سپاهيان ) بر آب هجوم بردند نوشيدند و برداشتند و سيراب شدند .
ثابت بن قطنه از عبد الملك بن دثار باهلى گذشت او را ديد و گفت : آيا تن بجهاد ميدهى ؟ گفت : به من مهلت بده تا غسل قبل از شهادت ) بكنم و حنوط ( جهاز ميت كافور و غيره ) بتن بمالم . او صبر كرد تا غسل نمود آنگاه هر دو با هم رفتند ( حمله كردند )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٨