تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
ستمگر شده ) به او و به تمام حكام و عمال نوشت كه جزيه را مانند سابق از آنها بگيرند . آنها هم خواستند جزيه را از تازه مسلمانان دريافت كنند . مسلمين جديد از پرداخت آن خوددارى كردند . عدهء هفت هزار تن از آنها تجمع و كناره‌گيرى نمودند و محلى را كه چند فرسنگ از سمرقند دور بود پناهگاه خود كردند . ابو صيداء و ربيع بن عمران تميمى و هيثم شيبانى و ابو فاطمهء ازدى و عامر بن قشيرا و بحير خجندى و بنان عنبرى و اسماعيل بن عقبه به آنها پيوستند كه آنها را يارى كنند . اشرس ، ابن عمر طه را از فرماندهى لشكر ( و حكومت سمرقند ) عزل مجشر بن مزاحم سلمى را بجاى او بفرماندهى و امارت نصب نمود . عميرة بن سعد شيبانى را نيز به يارى او برگزيد . همين كه مجشر رسيد نامه بابى صيداء نوشت كه او با ياران خود نزد وى حاضر شوند . ابو صيدا باتفاق ثابت قطنه ( سردار دلير ) نزد او رفتند . او آنها را بازداشت ابو صيدا به او گفت : شما خيانت و غدر كرديد . قول خود را نقض نموديد . هانى به او گفت : جلوگيرى از خونريزى و فتنه و غدر خيانت نيست . سپس او ( ابو صيدا ) را نزد اشرس روانه كردند . اتباع او ( ابو صيدا بعد از او ) جمع شده ابو فاطمه را بسالارى خود برگزيدند كه جنگ را شروع ( باتفاق تازه مسلمانان جمع شده ) با هانى نبرد كنند . هانى به آنها گفت : خوددارى كنيد تا ما باشرس بنويسيم . باشرس نوشتند . اشرس جواب داد كه از دريافت باج و خراج خوددارى كنند . اتباع ابو صيدا برگشتند و كار آنها سست شد . رؤساء آنها را گرفتند و بمرو تبعيد كردند . ثابت هم در زندان ماند . هانى ( دوباره ) بدريافت خراج اصرار كرد ، بزرگان عجم و دهقانان معتبر و سالاران را گرفتند و رخت آنها را پاره كردند و كمربند آنها به گردن انداختند و آنها را بخوارى كشيدند و جزيه را از تازه مسلمانان و ناتوانان به زور گرفتند . سغديان ناگزير دوباره كافر شدند همچنين مردم بخارى . همه هم از تركان پناه و يارى خواستند ثابت قطنه هم در زندان مجشر محبوس ماند تا هنگامى كه نصر بن سيار بعنوان امير وارد شد او را نزد اشرس روانه كرد و اشرس هم او را بزندان سپرد . نصر نسبت به او نيكى و همراهى كرده بود . ثابت در مدح او اين ابيات را سرود :