يعنى اى ابا العلاء ( كنيه ثابت ) تو دچار يك مشكل شدى كه هنگام فصاحت و بلاغت عرب گرفتار اندوه و اختناق شدى . چون خواستى سخن بگويى زبان خود را پيچيدى انگار از يك كوه بلند لغزيدى و افتادى . چون ديده مردم ترا هدف كرد و به تو متوجه شد گلوى تو با آب دهانت خشك شد . تو هرگز بآيات محكمه قرآن هدايت نخواهى شد و تو به قرآن هدايت نمىشوى و رستگار هم نخواهى شد .
بيان حكومت حر در موصل
در آن سال هشام ( خليفه ) حر بن يوسف بن يحيى بن حكم بن ابى العاص بن اميه ( نوادهء عم پدرش ) را بحكومت موصل منصوب نمود او كسى بود كه منقوشه ( كاخ نقشدار ) را بنا نمود . علت اينكه آن را منقوشه ناميدند اين بود كه آن قصر با سنگ مرمر و كاشى و نگين نقش شده بود . آن قصر نزديك بازار قتابين ( پالان دوزان ) و شعارين ( شعر بافان ) و چهارشنبه بازار بود ولى اكنون جز ويرانه چيز ديگرى نيست . ( زمان مؤلف قرن هفتم ) اين حر كسى بود كه نهر موصل را حفر نمود . علت حفر آن اين بود كه زنى ديد سبو برداشته هر چند گام كوزه را بر زمين مىنهاد و استراحت مىكرد زيرا نهر آب از آن ديار دور بود . او بخليفه هشام نوشت كه اجازه دهد نهر آبى حفر كند و آب را به شهر نزديك نمايد او اجازه داد و آن نهر كنده شد و آب روان گرديد .
بيشتر اهل شهر ( موصل ) از آن بهرهمند مىشدند . خيابان معروف بشارع النهر بر آن رود بود . حفر آن نهر چند سال به طول كشيد . حر هم در سنهء صد و سه درگذشت .
بيان بعضى حوادث
در آن سال ابراهيم بن محمد بن طلحه در پاى حجر ( اسود ) با هشام گفتگو كرد و گفت : ترا به خدا و بحرمت اين حرم كه براى تعظيم آن راه پيمودى سوگند