تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
غير از مازندران ) برافراشتن خيمه و پناهگاه سپاهيان را به كار برد خزرج تغلبى ( نام يكى از دليران ) گفت : ما با تركان جنگ كرديم . آنها از هر طرف بما احاطه كرده بودند . ما مرگ و نابودى را عيانا ديده و يقين حاصل كرديم كه هلاك خواهيم شد . ناگاه حوثرة بن يزيد بن حر بن حنيف با عدهء چهار هزار مرد نبرد بر تركان حمله كرد مدت يك ساعت با آنها جنگ نمود و برگشت . بعد از او نصر بن سيار ( بعد آخرين امير بنى اميّه شد ) با عدهء سى سوار بر تركان حمله برد . آنان را به عقب راند ، سپاهيان دلير شدند بدنبال او شتاب كردند تركان منهزم شدند . حوثره برادرزادهء رقبة بن حر بود . گفته شده : عمر بن هبيره هنگامى كه مسلم بن سعيد را بامارت خراسان برگزيد ، به او گفت : حاجب و نگهبان تو بايد از بهترين و پاكترين بندگان نيك تو برگزيده شود . زيرا حاجب و دربان تو نمايندهء تو و خود او زبان و نمونهء خرد تو خواهد بود . من به تو پند مىدهم كه عمال و حكام عذر را انتخاب كنى . پرسيد معنى عذر چيست ؟ و عمال عذر كدامند ؟ گفت : عمال عذر كسانى باشند كه اهل هر شهرى آنها را اختيار كنند به اين معنى تو بمردم اين حق را بده كه خود حاكم خويش را انتخاب نمايند كه اگر خوب باشد چه بهتر و اگر بد باشد خود مردم برگزيده‌اند و تو معذور باشى . نقش خاتم مسلم بن سعيد اين بود : « توبة ابن ابى سعيد » . چون اسد بن عبد اللّه بامارت خراسان رسيد ، همان جمله را بر خاتم خود نقش نمود . ( كه از گناه توبه كرده باشد ) .

بيان حج هشام بن عبد الملك

در آن سال هشام بن عبد الملك امير الحاج شده بود . ابو زناد هم مناسك و سنن حج را براى او نوشت ابو زناد گويد : من هشام را ملاقات كردم هنگامى كه من در موكب او بودم سعيد بن عبد اللّه بن وليد بن عثمان بملاقات او آمد او پا بپاى هشام ( خليفه ) راه مىرفت . شنيده شده كه او اين سخن را به زبان آورد : اى امير المؤمنين !