دادند به شرط اينكه نيمى از ماليات شهر را به او بپردازند و تمام اسراء مسلمين با اموال آنها را آزاد كنند و برگردانند و نيز جزيه را بپردازند و شرايط متابعت اسلام را به كار برند و در ذمهء مسلمين باشند كه با دشمنان اسلام بستيزند و شرايط اهل ذمه را رعايت كنند كه با دشمن مسلمين در حال جنگ و با خود مسلمين در صلح و سلم باشند . عنبه بازگشت و آنها را آزاد گذاشت . او در ماه شعبان سنهء صد و هفت درگذشت . مدت ايالت او چهار سال و چهار ماه بود . پس از مرگ او بشر بن صفوان ( امير كل ) يحيى بن سلمه كلبى را بجاى او ( عنبه ) منصوب نمود و آن در تاريخ همان سال كه صد و هفت باشد بود .
بيان حال اعيان و مبلغين بنى العباس
گفته شد : در آن سال بكير بن ماهان عكرمه و ابا محمد صادق و محمد بن خنيس و عمار عبادى و زياد خال وليد ازرق را با عدهاى از شيعيان ( بنى العباس ) براى دعوت و تبليغ بخراسان فرستاد . مردى از كنده ( قبيله ) نزد اسد بن عبد الله رفت و دربارهء آن جماعت سعايت و اسرار آنها را فاش كرد . ابو عكرمه و محمد بن خنيس و ساير ياران آنها را نزد او ( اسد ) حاضر كردند . عمار گريخت اسد هم هر كه را دستگير كرد دست و پايش را بريد و بدار كشيد .
عمار نزد بكير بن ماهان برگشت و خبر هلاكت آنها را داد . ( بكير ) بمحمد بن على نوشت و گزارش فاجعه را داد . او پاسخ داد كه : خدا را سپاس كه دعوت شما را اجابت و اعتقاد و ايمان شما را تصديق تثبيت كرد بقيه كه زنده ماندهاند هم بقتل خواهند رسيد .
در آن سال مسلم بن سعيد بر خالد بن عبد الله وارد شد است ( والى خراسان ) در خراسان او را گرامى داشت و هرگز متعرض وى نگرديد . هنگامى كه مسلم وارد شد ابن هبيره قصد فرار داشت او مانع فرار وى گرديد و به او گفت اين قوم ( مراد بن اميه ) نسبت به من و شما بيشتر عقيده دارند تا به آنها ( خالد و برادرش ) .