تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
از ميان كسانى كه تسامح كرده بودند بخترى بن درهم بود . مسلم هم از لشكر خود نصر بن سيار و بلعاء بن مجاهد و جماعتى ديگر از لشكر خود را خراج كرد و به شهر بلخ برگردانيد . عمرو بن مسلم برادر قتيبة بن مسلم امير آن ديار بود . نصر بن سيار و بلعاء بن مجاهد را از ورود به شهر بلخ منع و آنها را وادار كرد كه خود با متابعين خود بلشكرگاه ( مسلم بن سعيد ) برگردند . ( در آن هنگام ) مسلم بن سعيد از رود عبور كرده بود . نصر بن سيار در خانهء بخترى ( كه از جنگ رو برگردانيده بود ) را آتش زد آنگاه راه بروقان را گرفت و در آنجا رحل افكند . صغانيان و مسلمهء تميمى و حسام بن خالد اسدى و كسان ديگر به او پيوستند . قبيله ربيعه و ازد بفاصله نيم فرسنگ از لشكرگاه نصر لشكر زدند . قبايل مضر بنصر گرويدند و قبايل ربيعه و ازد بعمر بن مسلم بن عمرو ملحق شدند . قبيلهء تغلب بعمرو بن مسلم پيغام داد كه تو از ما هستى براى او شعر هم خواندند كه يكى از افراد قبيلهء تغلب آن را نظم كرده بود . فرزندان قتيبه از باهله بودند ( از مصر ) بدين سبب آن نسب را رد كردند ( و حاضر نشدند بتغلب منتسب شوند ) عمرو آن انتساب را قبول نكرد . ضحاك بن مزاحم و يزيد بن مفضل حدانى براى صلح بين طرفين توسط با نصر گفتگو كردند . نصر هم برگشت ( ترك خصومت را كرد ) . اتباع عمرو بن مسلم و بخترى بر نصر حمله كردند . نصر هم دليرى كرد و برگشت نخستين كشته كه ميان طرفين افتاد يك مرد از قبيلهء باهله اتباع عمرو بن مسلم بود كه با عده هيجده تن جنگ و نبرد مىكرد . عمرو ( با عدهء خود گريخت و از نصر امان و پناه خواست نصر به او امان داد ولى صد تازيانه به او زد . گفته شده عمرو را در محل يك آسيا پيدا كردند كه در آنجا پنهان شده بود ، او را كشيدند و يك طناب هم بگردنش انداختند و نزد نصر بردند . نصر هم به او سيصد تازيانه زد و آزادش كرد . بخترى و زياد بن طريف را هم هر يكى صد تازيانه زد و ريش آنها را تراشيد و رسوا نمود . گفته شد اول نصر و اتباع او از قبايل مضر منهزم شدند . عمرو بن مسلم بيكى از اتباع خود كه از بنى تميم بود گفت : اى برادر تميم ( خطاب به مردى كه منتسب بتميم باشد و نزد عرب مصطلح شده مانند يا اخا العرب ) چگونه اسفل اعضاء قوم خود را