تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
ولى هيچكس خيمه نزد و پناهگاهى برپا نكرد . ناگزير هر چه كالا داشتند به آتش انداختند بحديكه بعضى اشياء و اسباب گرانبها را سوزانيدند و قيمت آنها بالغ بر هزار هزار ( يك ميليون ) شده بود . روز بعد هنگام بامداد سپاه جنبيد و بنهر رسيد و در آنجا مردم فرغانه و شاش اقامت داشتند . در آنجا مسلم بن سعيد فرمان داد كه هر مردى ( از سپاهيان ) بايد با شمشير آخته آماده كارزار شود . عالم پر از شمشير شد . سپاهيان ( با همان حال ) از رود گذشتند . يك روز استراحت كردند و روز بعد پيش رفتند . فرزند خاقان آنها را دنبال كرد . حميد بن عبد اللّه كه فرمانده عقب‌داران بود پيغام داد اندكى درنگ كن زيرا دويست مرد از تركان مرا دنبال كرده‌اند و من بايد با آنها نبرد كنم . حميد خود سخت مجروح شده و ناتوان بود ( با آن حال ) لشكر درنگ كرد و حميد بر تركان حمله كرد و آنها را كشت و قائد سغديان را اسير كرد همچنين قائد تركان را با هفت تن و بقيه گريختند . حميد ( پس از پيروزى ) برگشت در آن هنگام تيرى بزانوى وى نشست و او درگذشت . مردم تشنه شدند . عبد الرحمن عامرى بيست مشك آب بر شترها حمل كرده بود رسيد و بلشكريان آن داد . سپاهيان هر يكى يك جرعه نوشيدند . مسلم ( فرمانده كل ) آب خواست يك قدح براى او بردند جابر و حارثة بن كثير برادر سليمان بن كثير آن قدح را از دست و دم دهان وى ربودند مسلم گفت : بگذاريد آن قدح را ببرند و بنوشند آنها از شدت عطش سر يك جرعه با من نزاع كردند و حرارت تشنگى باعث گستاخى شده ، حرارت عطش موجب اين نزاع و حمله گرديده است . سپاهيان به محل خجنده رسيدند ناگاه دو سوار آمده و نام عبد الرحمن بن نعيم را برده بجستجوى او پرداختند چون او را يافتند فرمان امارت و ايالت خراسان را به او دادند آن فرمان از اسد بن عبد اللّه برادر خالد صادر شده بود ( كه بنايبت او در خراسان امير باشد ) عبد الرحمن فرمان را براى مسلم خواند او گفت : مىپذيرم و اطاعت مىكنم . عبد الرحمن نخستين اميرى بود كه در راه آمل ( آمل خراسان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 28 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت