تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
بضرب يزيل الهام عن سكناته * و طعن كافواه المزاد الثواجم
يعنى ما چيره شديم بر قوم كعب بواسطهء شمشيرها و نيزه‌ها ( از سما - برترى - تفوق - غلبه ) و نيز بواسطه اسبها كه شوريده و آشفته است و با لگام سخت پيچيده و منحنى مىشود . ( سخت تاز است ) . هنوز تارك آفتاب نهان نشده بود كه ما قوم كعب را مانند بهائم كشيديم ( گرفتار كرديم ) آن هم با زدنى كه سرها را از قرارگاه خود زايل مىكرد و فرو بردن نيزه ها كه دهانهاى زخم را باز مىكرد . ( مانند ابرهاى خونبار ) . آن واقعه دوم فلج كه جنگ دوم معروف بود . بعد از آن بنى عقيل و قشير و جعده و نمير همه متحد شدند و ابو سهل نميرى را بسردارى خود برگزيدند . هر كه را از بنى حنيفه يافتند كشتند . در محل معدن صحراء بنى حنيفه را كشتند و زنان را لخت كردند ولى بنى نمير از دست درازى بعفت زنان خوددارى كردند . چون عمر بن وازع حنتفى ديد كه عبد اللّه بن نعمان در واقعهء دوم فلج چه تباهى كرده بود گفت : من از او كمتر نيستم كه چنين غارتى نكنم آن هم در حالى كه دولت آن زمان گرفتار كارهاى خويش است و سلطانى در كار نيست كه از من انتقام بكشد و مؤاخذه كند . ( بنى اميه گرفتار اختلاف بودند ) . خيل خود را جمع كرد و در محل شريف قرار گرفت . سواران را دسته دسته براى غارت مىفرستاد . غنائم بسيارى بدست آورد آنگاه محل « نشاش » را قصد كرد . ناگاه بنى عامر كه جمع و تجهيز شده بودند در آن محل پديد آمدند . عمر بن وازع تا چشم باز كرد شترهاى دشمن را ديد ناگزير زنان قوم را در يك محل زير چادر جمع كرد و خود آمادهء نبرد گرديد . عدهء هم بحفظ و حراست زنان گماشت . با دشمن مهاجم مقابله و مقاتله كرد . او و همراهانش همه منهزم شدند . عمر بن وازع به محل يمامه پناه برد بسيارى از بنى حنيفه در عرض راه از شدت تشنگى و خستگى بىپا شدند . بنى عامر هم با اسراء و زنان گرفتار به محل خود برگشتند .