تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
فجور افزود و مردم و سپاهيان سخت ملول شده بستوه آمدند . بدترين كارى كه كرده و و بال سرش شده بود اين است كه دو پسر عم خود را تازيانه زد . سليمان بن هشام را صد تازيانه زد . و ريش او را تراشيد و او را بعمان شام ( اردن ) تبعيد كرد و در آنجا بزندان سپرد و در محبس ماند تا وليد كشته شد : يكى از كنيزان خاندان وليد ( عم او ) را ربود . عثمان بن وليد دربارهء آزادى و برگردانيدن وى مذاكره كرد و او گفت : هرگز او را بر نمىگردانم . عثمان گفت : بنابر اين شيهه اسبها در پيرامون لشكر تو بسيار خواهد بود ( كنايه از هجوم سواران به او ) . يزيد بن هشام معروف بافقم را هم بازداشت . زن روح بن وليد را هم از شوى خود جدا كرد . جماعتى از فرزندان وليد را هم بزندان افكند . بدين سبب بنى هاشم و خانوادهء وليد او را تكفير كردند . او كنيزان و زنان پدر خود را هم همخوابه خود نمود گفته شده : او صد زنجير براى افراد خانواده بنى اميه تهيه كرده بود كه آنها را بزنجير بكشد . سختترين كسى كه با او ستيز مىكرد يزيد بن وليد بود مردم هم به او بيشتر تمايل داشتند زيرا او تظاهر بزهد و پرهيزگارى مىكرد و متواضع هم بود . سعيد بن بيهس بن صهيب او را از بيعت براى دو فرزندش حكم و عثمان نهى كرده بود زيرا هر دو خردسال بودند . او سعيد را بزندان سپرد تا در زندان مرد . او خواست خالد بن عبد اللّه قسرى را بر بيعت فرزند وادار كند او خوددارى كرد . به او گفتند : با امير المؤمنين مخالفت مكن . گفت : چگونه با كسى بيعت كنم كه نتوانم پشت سرش نماز بخوانم يا گواهى او را بپذيرم . ( كودك است ) . گفتند : تو وليد را با اينكه فاسق است قبول كردى چگونه فرزندش را قبول نميكنى ؟ گفت : او غايب است و هر چه دربارهء او مىشنوم گفته مردم است ( براى من ثابت نشده ) . يمانىها از ( وليد ) رو برگردانيدند و قضاعه ( قبيله ) در دل كينه گرفت و هر دو نسبت بسپاهيان شام فزونتر و نيرومندتر بودند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 189 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت