تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
بنى بيعة فيها النصارى لامه * و يهدم من كفر منار المساجد
يعنى : خداوند پشت مركبى را بشكند كه آن مركب حامل خالد از دمشق بود و او را با تبختر نزد ما آورد . چگونه پيشواى مردم مىشود كسى كه مادرش معتقد است كه خداوند يگانه نيست ( قائل بتثليث ) او كليسا براى مادر خود ساخت كه مسيحيان در آن مىباشند و در قبال آن از روى كفر مناره مساجد را ويران مىكند . خالد مناره‌هاى مسجد را ويران كرده بود زيرا شنيده بود كه شاعر چنين گفته :
ليتنى فى المؤذنين حياتى * انهم يبصرون من فى السطوح فيشيرون او تشير اليهم * بالهوى كل ذات دل مليح
يعنى : كاش من زندگانى مؤذنين را مىداشتم كه آنها هر كه بر بام باشد مىبينند . با كرشمه اشاره مىكنند يا به آنها هر ناز دار نمكين اشاره كرده عشق بازى مىنمايد . چون اين شعر را شنيد دستور داد مناره‌ها را ويران كنند . و چون شنيد مردم ساختن كليسيا براى مادر را بد دانسته و به او ناسزا مىگويند . از مردم معذرت خواست و گفت : خداوند دين آنها ( مسيحيان ) را لعنت كند اگر بدتر از دين شما باشد . او چنين عقيده داشت كه به زبان هم مىآورد : خليفه و جانشين انسان افضل از رسول خداست ( مؤلف گويد ) ما از اين گفته نزد خداوند برائت ميخواهيم . ( خدا ما را مبرى و منزه كند ) .

بيان قتل وليد بن يزيد بن عبد الملك

در آن سال وليد بن يزيد بن عبد الملك كشته شد . او را ناقص مىگفتند . قتل او در جمادى الثانية رخ داد . سبب كشتن وى اين بود كه پيش از اين شرح داده شده و آن عبارت از بىباكى و رسوائى و باده‌گسارى آشكار وى بوده . چون بخلافت رسيد بر عيش و نوش و خوشگذرانى و شكار و همنشينى با تبه‌كاران و روسبيان و اهل فسق و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 188 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت