تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
هشام خواست نديمان بد را از او دور كند در سنهء صد و شانزده امارت حج را به او واگذار كرد . او با خود سگ حمل كرده بود كه سگها را در صندوقها همراه خويش مىبرد . براى كعبه روپوشى به اندازه كعبه دوخته و همراه برده بود و نيز قرابه‌هاى شراب با خود حمل كرده بود ميخواست آن روپوش را در كعبه خيمه كند و در كعبه بنشيند و باده بنوشد ولى اتباع او مانع شدند و به او پند دادند و گفتند : مىترسيم مردم بشورند و ما و ترا بكشند . او منصرف شد سهل انگارى و عدم اعتناء او بدين براى مردم آشكار گرديد . هشام آن وضع را مغتنم شمرد خواست ( او را ) خلع و مسلمه فرزند خود را وليعهد كند . وليد را بخلع خود تكليف كرد او قبول نكرد به او گفت : پس مسلمه را بعد از تو وليعهد كنم باز او او قبول نكرد هشام نسبت به او كينه پيدا كرد و رو برگردانيد . هشام در خفا براى فرزندش مسلمه بيعت گرفت . جمعى هم اجابت كردند و پذيرفتند از جمله كسانى كه بيعت كردند دائى ( خال ) او محمد و ابراهيم دو فرزند هشام بن اسماعيل بودند . همچنين بنى قعقاع بن خليد عبسى و گروهى از ديگران كه خواص او بودند . وليد در باده‌گسارى و طرب و طلب لذت و اشباع شهوت افراط كرد . روزى هشام به او گفت : واى بر تو اى وليد به خدا قسم من نميدانم كه آيا تو بر دين اسلام باقى هستى يا دين ديگرى دارى . كه هيچ چيز حرام را ناروا نميدانى و فسق خود را پنهان نميدارى . وليد اين دو بيت را براى او نوشت :
يا ايها السائل عن ديننا * نحن على دين ابى شاكر نشر بها صرفا و ممزوجة * بالسخن احيانا و بالفاتر
يعنى : اى آنكه از دين ما مىپرسى ما بر دين ابى شاكر ( مقصود مسلمه فرزند هشام ) هستيم . گاهى شراب را بدون آب ( خالص و صرف ) مىنوشيم و گاهى آميخته به آب آن آب خواه كرم باشد و خواه ملايم . هشام بر فرزند خود مسلمه خشم گرفت كه ابو شاكر كنيه او بود . به او گفت : وليد ترا ننگ من ميداند در حالى كه من ترا نامزد خلافت كرده‌ام . او را تأديب كرد و مجبور بحضور با جماعت ( نماز جماعت ) نمود . امارت حج را در سنه صد و نوزده
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 170 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت