و آن در شام مورد استفاده بود ) . مروان از آنجا به سامان « ازر » ( بتقديم زاء بر راء كه در حاشيه چنين آمده : از بلاد ديلم و طبرستان ولى ما بين دو مقصد و دو بلاد تفاوت بسيار است ) و « بطران » لشكر كشيد پادشاه آن بلاد با او صلح كرد پس از آن كشور تومان را گرفت و شهريار آن بلاد تن به صلح داد . لشكر كشيد تا به محل « حمزين » رسيد ( نام شخص ) كشور او را ويران و مدتى قلعهء او را محاصره نمود ناگزير به صلح توسل جست . از آنجا مروان سوى « مسواره » ( در كتاب النجوم الزاهره بنام مسدار آمده ) لشكر كشيد و آن را با صلح گرفت . پس از آن مروان در محل « كيران » اقامت گزيد . طبرسران و فيلان و هر كه در آن سامان بود از ارمنستان تا طبرستان و كنار دريا ( خزر ) همه صلح و تمكين كردند .
بيان حوادث
در آن سال مسلمة بن هشام روم را قصد و غزا كرد « مطامير » را گشود . در آن سال محمد بن هشام بن اسماعيل مخزومى كه والى مدينه و مكه و طايف بود امير الحاج شده بود .
در عراق يوسف بن عمرو در خراسان نصر بن سيار و در ارمنستان و آذربايجان مروان بن محمد والى بودند عامر بن عبيده قاضى بصره و ابن شبرمه قاضى كوفه بودند .
در آن سال وليد بن بكير حاكم موصل حفر نهرى كه داخل شهر جارى مىشد انجام داد . مبلغ مخارج حفر آن نهر بالغ بر هشت هزار هزار درهم گرديد . در آن نهر هفت آسيا بوجود آورد . كه هشام آن آسياها را وقف نگهدارى آن نهر نمود .
در آن سال سلمة بن سهيل وفات يافت . گفته شده : در سال صد و بيست و دو درگذشت .
عامر بن عبد اللّه بن زبير هم در آن سال درگذشت و باز گفته شد : در سنهء صد و بيست