حضرمى را هم فرستاد كه همان شعار را بدهد ( يا منصور ) چون بصحراء عبد القيس رسيدند با جعفر بن عباس كندى روبرو شدند . بر او حمله كردند . مردى كه همراه قاسم تبعى بود كشته شد . قاسم هم سخت مجروح شد . او را نزد حكم بردند گردنش را زد . آن دو تن نخستين كسى بودند كه از اتباع زيد كشته شدند . حكم دستور داد كه دروازههاى بازار و مسجد را ببندند .
حكم بيوسف كه در حيره بود خبر واقعه را داد . او جعفر بن عباس را فرستاد كه تحقيق كند و گزارش دهد . او با عدهء پنجاه سوار رفت تا به محل « جبانه سالم » رسيد در آنجا تحقيق كرد و بازگشت و خبر داد .
يوسف به محلى نزديك تل حيره رفت . اعيان و اشراف مردم هم همراه او بودند . ريان بن سلمه ارانى را پيشاپيش فرستاد كه ديدهبان باشد سيصد تيرانداز قيقانيها همراه او روانه كرد . زيد روز بعد فقط با عده دويست و هيجده تن از اتباع خود بود كه از تمام بيعت كنندگان فقط آن عده وفادارى كرده بودند . گفت :
سبحان اللّه ! مردم كجا رفتند و چه شدند : آنها در مسجد بزرگ محاصره شدند گفت : به خدا قسم اين عذر براى بيعت كنندگان مقبول نيست نصر بن خزيمه عبسى نداء ( شعار ) را شنيد سوى او ( زيد ) شتاب كرد . در عرض راه با عمرو بن عبد الرحمن رئيس شرطه ( پليس ) حكم با سواران « جهينه » روبرو شد . نصر با اتباع خود بر عمرو حمله كرد او را كشت و سواران او را منهزم كرد .
زيد هم از « جبانه » به محل « جبانهء صائدين » رفت كه در آنجا گروهى از شاميان پادگان بودند . زيد بر آنها حمله كرد آنها گريختند . از آنجا زيد سوى « دار انس » بن عمرو ازدى رفت . او ( انس ) با زيد بيعت كرده بود . در خانه خود مخفى شده بود هر چه ندا داد و او را خواند جواب نداد و بيرون نيامد ، زيد گفت : اى مردم عهد شكن خلافجو كار خود را كرديد . خداوند از شما انتقام بكشد . پس از آن زيد سوى « كناسه » ( زبالهدان ) رفت ( با عدهء خود ) در آنجا بر عدهء پادگان شامى حمله كرد . آنها گريختند . او رفت در حالى كه يوسف ناظر او و عدهء دويست تن همراه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٨