تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
شد ) . خاقان هم ( كه از طرف جوزجانى تعقيب مىشود ) در حال فرار در وحل ماند و چهارپاى مركب او به گل فرو رفت در حالى كه حارث از او دفاع مىكرد . مردم هم نمىدانستند كه او خاقان است . خواجه ( اخته ) كه خادم همسر خاقان بود خواست زن خاقان را سوار كند و بگريزد . مهاجمين زود رسيدند خواجه ناگزير همسر خاقان را كشت . هر كه در لشكرگاه خاقان از مسلمين اسير بود رها شد . اسد دسته‌هاى لشكر را بدنبال سپاهيان پراكندهء ترك كه تا مرو رود رفته بودند فرستاد هر كه را ديدند و توانستند كشتند . جز يك عدهء كم كسى نتوانست بگريزد . پس از آن به شهر بلخ برگشت . بشر كرمانى هم بفرماندهى بعضى از دسته‌ها بتعقيب گريختگان مىكوشيد و يك يا دو و بيشتر از آنها را دچار مىكرد . ( مىكشت يا اسير مىكرد ) . خاقان هم راه طخارستان را گرفت و رفت . نزد « جبويه » خزلجى اقامت كرد . پس از آن بسرزمين « اشروسنه » رفت . در آنجا « خرابغره » پدر « خاناجزه » و جد كاوس پدر افشين باستقبال او شتاب كرد و هر چه توانست پيش كشيد و هديه داد . ميان هر دو كدورت بود و او براى تقرب و رفع كينه بمهربانى كوشيد تا حقى به گردن او داشته باشد . بعد از آن خاقان بكشور خود رفت و در آنجا باز مستعد نبرد و انتقام گرديد تا بتواند سمرقند را بمحاصره بگشايد . نخست حارث و اتباع او را با پنج هزار چهارپا روانه كرد . روزى خاقان با « كورصول » نرد باخت هنگام بازى كشاكشى رخ داد « كورصول » خاقان را زد و دستش را شكست . بعد از آن واقعه شنيد كه خاقان سوگند ياد كرد كه دست او را بانتقام بشكند . او گروهى گرد آورد و بخاقان شبيخون زد تركان پراكنده شدند و خاقان را تنها گذاشتند او هم خاقان را كشت بعد از آن گروهى از تركان برگشتند و مقتول را به خاك سپردند . تركان هم شوريدند و بجان يك ديگر افتادند و بغارت پرداختند . سغديان هم بسغد برگشتند و اميدوار شدند كه از ستم تركان نجات يابند . اسد نزد هشام بن عبد الملك پيك فرستاد و مژدهء قتل خاقان را داد كه فتح و