تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
ربودند و پيروز شدند در حالى كه به يارى اسد و رسيدن او اميدوار نبود . اسد هم بشتاب سخت كوشيد تا رسيد و بتلى كه خاقان بر آن قرار گرفته بود نزديك شد . خاقان ناگزير بپاى كوه پناه برد . هر كه زنده بود از اتباع ابراهيم به او پيوستند در حالى كه بسيارى از آنها كشته شده بودند . خاقان هم راه خود را گرفت و بارها و شترها و چهارپايان باركش و گرفتاران و كنيزان و بردگان را با خود برد . بيكى از همراهان خود كه از اتباع حارث بن سريج بود گفت : باسد ندا بده و بگو : تو در آن طرف رود مىتوانستى غنيمت ببرى ( چرا از رود گذشتى و خود را دچار كردى ) تو سخت آزمند هستى . تو ميتوانستى از ختل كه سرزمين پدران و نياكان من است بىنياز باشى . ( آن مرد عرب از اتباع حارث با خلافت بين اميه مخالفت كرده چنان كه گذشت و بخاقان پناه برده بود ) اسد ( بند اى مرد عرب ) پاسخ داد شايد خداوند خواسته باشد كه ما از تو انتقام بكشيم . اسد ( با نا اميدى ) راه بلخ را گرفت و مدت زمستان در مرز آن اقامت گزيد و لشكر زد . چون زمستان رسيد سپاهيان را در خانه‌هاى مردم سكنى داد و خود داخل شهر شد . حارث بن سريج هم در طخارستان بود بخاقان پيوست . در نيمهء زمستان باز خاقان لشكر كشيد . او چون از ميدان اسد برگشت بطخارستان رفت و نزد « جيغويه » اقامت نمود بعد سوى « جوزجان » رفت و از آنجا لشكرها را براى يغما فرستاد . علت آمدن ( برگشتن بجنگ اسد ) اين بود كه حارث به او خبر داده بود كه اسد ياراى جنگ و ستيز ندارد و نمىتواند پايدارى كند و از سپاهيان عدهء كمى با او مانده‌اند . در محل « جزه » لشكر زد . اسد هم بر لشكر كشى او آگاه شد و دانست كه خاقان در جزه لشكر زده . دستور داد آتشها را روشن كنند ( علامت تجمع سپاه و لشكركشى و استغاثه ) . آتشها در شهر روشن شد . مردم از رسته‌ها آمدند . روز بعد اسد نماز عيد قربان را بجا آورد و خطبه نمود و گفت : حارث دشمن خدا آن جبار ( خاقان ) را جلب نموده كه نور خداوند را خاموش و دين را تبديل كند . خداوند او را خوار خواهد كرد بخواست خدا شما هر كه را خواست دچار دشمن كرد و برادران شما را هلاك نمود . خداوند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 101 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت