تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
از اتباع او ( كميل ) بود . حجاج گفت : من مردى را مىبينم كه هرگز بر خود گواهى نمىدهد كه كافر شده بود . آن مرد گفت : تو ميخواهى ( با اين سخن ) مرا فريب بدهى ( كه بكشى ) . من از تمام مردم روى زمين كافرتر بودم ، من از فرعون هم كافرتر بودم كه ذو الأوتاد بود . حجاج خنديد و او را آزاد كرد . مدت يك ماه در كوفه اقامت گزيد . اهل شام را در خانه‌هاى اهل كوفه منزل داد كه هر يكى با اهل خانه سكنى نمودند ( باجبار ) . او ( حجاج ) نخستين كسى بود كه سپاهيان را در خانهء مردم سكنى داد ، اين رسم و عادت تاكنون مانده خصوصا در سرزمين عجم ( كه سرباز باجبار در خانهء مردم با اهل خانه زيست كند ) هر كه هم يك رسم ( بدعت ) بد بگذارد گناه آن تا روز قيامت به گردن او خواهد بود .

بيان واقعهء مسكن

عبد الرحمن بعد از فرار داخل بصره شد . در آنجا بسيارى از گريختگان و مردم ديگر گرد او تجمع نمودند . ميان آنها عبد اللّه بن عبد الرحمن بن سمرة بن حبيب بن عبد شمس قرشى بود . در مدائن هم محمد بن سعد بن ابى وقاص بود . حجاج او را قصد كرد ، او هم بعبد الرحمن ملحق شد . عبد الرحمن با عده و عدد بسيار به قصد حجاج لشكر كشيد . بسطام بن مصقلة بن هبيرهء شيبانى هم ميان آنها بود . بسيارى از مردم بر مرگ و جانبازى با او بيعت كردند . همه در محل مسكن لشكر زدند و عبد الرحمن دستور داد گرداگرد سپاه خندق حفر كنند . كارزار را هم بيك نقطه از يك جهت منحصر كرد . خالد بن جرير بن عبد اللّه هم با عده‌اى از خراسان رسيد كه عدهء او از سپاهيان پيشين كوفه ( مقيم خراسان ) بودند . مدت پانزده روز از ماه شعبان جنگ نمودند و در آن هنگام زياد بن غنم قينى كشته شد . او فرمانده پاسگاههاى حجاج و عدهء نگهبانان بود . كشتن او حجاج و اتباع او را سست و افسرده نمود . حجاج شبانه لشكر خود را تفقد كرد و سان ديد و روز بعد