تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
چون برگشتند جبلة بن زحر را كشته و به خون آغشته ديدند و از چگونگى قتل او آگاه نشدند . سبب قتل او اين بود كه چون اتباع او بر اهل شام حمله كردند و يك گروه از شاميان از لشكر جدا شد و در يك ناحيه پايدارى نمود . چون ديدند كه اتباع جبله پيشرفتند آنها هم به قصد گريز برگشتند كه ناگاه با جبله ( فرمانده ) روبرو شده گفتند : جبله اين است بر او حمله كنيد . حمله كردند در حالى كه اتباع او سرگرم جنگ بودند . او از حملهء آنها نگريخت و پايدارى كرد تا كشته شد . قاتل او وليد بن نحيت كلبى بود . سر او را بريد و نزد حجاج برد . حجاج هم باتباع خود مژدهء قتل او را داد . چون اتباع جبله هجوم خود را پايان دادند و برگشتند او را كشته ديدند . سست و افسرده شدند . ابو البخترى به آنها گفت : قتل جبله شما را سست و پراكنده نكند ، او يكى از افراد شما و مانند مردان ديگر بود ساغر مرگ را دريافت و نوشيد . اجل او بوقت خود رسيد نه ديرتر و نه زودتر ولى ناكامى و عدم رستگارى و سستى بر آنها چيره گرديد . اهل شام هم ندا دادند : اى دشمنان خدا ديديد چگونه آن متمرد مغرور كشته شد . در آن هنگام بسطام بن مصقلة بن هبيرهء شيبانى به يارى قراء رسيد . آنها دلگرم و خرسند شدند . گفتند : تو بجاى جبله ( فرمانده ) باش . او از شهر رى رسيده بود . چون نزد عبد الرحمن رفت او را فرمانده ربيعه نمود . او بسيار شجاع بود . يك روز بر سپاه حجاج حمله كرد و در اعماق آن داخل شد ، اتباع او سى زن از دشمن اسير گرفتند . او زنان گرفتار را آزاد كرد و برگردانيد . حجاج گفت : آنها با اين كار ( گذشت و جوانمردى ) زنان خود را مصون كردند زيرا اگر زنان را بر نمىگردانيدند من زنهاى آنها را اسير مىكردم و هرگز آزاد نمينمودم . عبد الرحمن بن عوف رواسى بميدان رفت و مبارز خواست . او پدر حميد بود . مردى از اهل شام بمبارزه او شتاب كرد . يك ديگر را با شمشير نواختند . هر يك از آن دو گفت : من جوانمرد كلابى هستم . ( هر دو از يك قبيله ) . يكى از ديگرى پرسيد تو كه هستى ؟ يك ديگر را شناختند كه پسر عم بودند . از مبارزه خوددارى كردند . عبد اللّه بن رزام حارثى براى مبارزه بميدان رفت . يكى از سپاهيان حجاج بروز كرد ، او آن سپاهى را كشت . ديگرى بروز كرد و كشته شد و باز ديگرى . روز بعد باز بميدان رفت و مبارز خواست حجاج ، بجراح گفت تو بمبارزهء