سنهء هشتاد و سه
بيان بقيهء واقعهء دير جماجم
چون سه لشكر از سپاه حجاج پياپى بر لشكر قراء كه فرمانده آنها جبلة بن زحر بود حمله نمود جبله ندا داد اى عبد الرحمن بن ابى ليلى و اى گروه قرآن خوان كجا مىرويد و كجا مىگريزيد ؟ فرار براى شما قبيح و ننگ است . من از على بن ابى طالب كه خداوند پايهء او را ميان نيكان بلند كرده و اجر نكوكاران و شهيدان را نصيب او فرموده است شنيده بودم كه در مبارزهء ما با اهل شام مىفرمود : اى مؤمنين هر كسى تعدى و ستمى از كسى بكشد يا كار زشتى بيند و بر آن كار اعتراض و انكار كند حتما بر او غلبه مىكند و سالم و تندرست مىماند و كسى كه با شمشير اعتراض و مقاومت كند از كسى كه سكوت كند و تسليم شود بهتر است و كسى كه بر ستمگران قيام و جهاد كند از معترضين بالاتر و ارجمند تر است تا آنكه دستور و امر خداوند بالاتر و بلندتر شود و دستور ستمگران پست و نابود گردد . كسى كه اين جهاد را كند به راه راست مىرسد و با هدايت مىرود و قلب او از ايمان و تقوى آكنده مىشود . هان بيائيد و با اين مفسدين و روا دارندگان حرام و بدعت گذاران كه از حق كور شده و هرگز حق را نشناختهاند و ستم كرده و بر ظلم هم اعتراض ننمودهاند جهاد كنيد . ابو البخترى هم گفت ايها الناس با آنها ( دشمنان ) براى حفظ دين و دنياى خود جنگ كنيد . به خدا قسم اگر آنها بر شما غالب شوند دين و دنياى شما را تباه خواهند كرد .
شعبى گفت ايها الناس ، نبرد كنيد . در جنگ آنها كوتاهى و سستى مكنيد به خدا قسم روى زمين از اينها ستمگرتر و گمراهتر پيدا نمىشود . سعيد بن جبير هم مانند آن سخن چيزى گفت . جبله گفت يك هجوم سخت و دليرانه بر آنها بكنيد . هرگز روى خود را از آنها بر مگردانيد تا آنكه داخل صف آنها شويد . آنها هم همه يكباره سخت حمله كردند و آن لشكرها را برگردانيدند و پراكنده نمودند ، از ميدان هم عقب راندند .