اذا قيل اى الناس اولى بنعمة * على الناس قلنا هو و لم تتهيب
يعنى : نيكى و جهاد و توانگرى بعد از مهلب نابود شد . سخا و كرم هم با مرگ او مرد او در مرو رود ، درون قبر خود غنود . مشرق و مغرب ( و هر چه در آنها هست ) از ديدهء او پوشيده شد . اگر پرسيده شود كدام يك از مردم شايستهء نعمت و انعام بر مردم است ما پاسخ مىدهيم كه اوست ( مهلب ) هيچ باكى هم نداريم ( از گفتهء خويش ) . چون مهلب در گذشت فرزندش يزيد خبر وفات پدر را بحجاج داد . حجاج هم او را بايالت خراسان منصوب نمود .
بيان بعضى حوادث
در آن سال عبد الملك ، ابان بن عثمان را از حكومت مدينه معزول نمود كه عزل او در ماه جمادى الثانية بود . هشام بن اسماعيل مخزومى را به حكومت مدينه منصوب كرد . هشام هم نوفل بن مساحق را از قضاء مدينه عزل و عمرو بن خالد زرقى را بجاى او نصب نمود .
در آن سال محمد بن مروان بجنگ و غزاى ارمنستان لشكر كشيد . مردم آن بوم را منهزم نمود . تن به صلح دادند صلح را پذيرفت و ابو شيخ بن عبد اللّه را بحكومت آنها برگزيد . آنها خيانت و عهد شكنى كردند و او را كشتند . گفته شده است او را در سنهء هشتاد و سه كشتند ( نه هشتاد و دو ) . در آن سال عبد اللّه بن شداد بن هاد ليثى در دجيل كشته شد . در آن سال ابو الجوزاء بن عبد اللّه ربعى و عطاء بن عبد اللّه سليمى زاهد عابد در گذشتند .
سليمى بفتح سين بى نقطه و كسر لام . در آن سال زاذان ( ايرانى ) و ابو وائل و عمرو بن عبد اللّه بن يعمر تيمى بسن شصت سال در گذشتند . ابو امامهء باهلى هم وفات يافت . گفته شده است در سنهء نود و يك درگذشت .