بسيار بود . اهل شام دچار تنگى و سختى شده بودند . همه چيز گران و كمياب يا ناياب بود . گوشت ميسر نمىشد . انگار دچار حصار شده بودند . با وجود اين سختى شب و روز بجنگ ادامه مىدادند . جبلة بن زحر بن قيس كشته شد . گروه قرآن - خوان كه كميل بن زياد يكى از افراد آن بود در قبال حملات دشمن پايدارى ميكرد .
آنها بثبات و استقامت معروف شده بودند . كميل بن زياد ( از سران شيعه كه دعاى او معروف است ) مردى متين بود ( كه ميان گروه پرهيزكاران ) روزى مانند همه روزه حمله كردند . حجاج هم صف لشكريان را آراست . عبد الرحمن هم بمقابلهء او صفوف خود را منظم كرد . حجاج براى حمله بلشكر قرآنخوانان سه لشكر آماده كرد . جراح بن عبد اللّه حكمى را هم بفرماندهى سه لشكر برگزيد . سه لشكر مذكور يكباره بر لشكر قرآنخوانان ( قراء ) حمله كرد . لشكر قرآنخوانان متزلزل نشد و سخت پايدارى و بردبارى كرد .
بيان وفات مغيرة بن مهلب
در آن سال مغيرة بن مهلب در خراسان وفات يافت . او در زمان امارت پدرش بنيابت امير و والى خراسان بود . در ماه رجب سنهء هشتاد و دو در گذشت ، خبر مرگ او بيزيد بن مهلب و سپاه او رسيد و او خبر مرگ برادرش را از پدر مكتوم داشت ولى بزنان دستور داد كه شيون كنند ، مهلب پرسيد اين شيون و ماتم براى چيست ؟
گفتند : مغيره وفات يافت ، او استرجاع
( إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )
گفتكرد و سخت جزع نمود كه نتوانست خوددارى كند ، بعضى از خويشان و نزديكان او را ملامت كردند ، بعد يزيد رسيد كه او را بمرو فرستاد و دستور اداره امور داد در حالى كه اشك او بر ريش و رو روان شده بود ، مهلب هم در كش ما وراء النهر لشكر زده مشغول جنگ بود ، يزيد با شصت سوار ( گفته شده است هفتاد ) راه مرو را گرفت ناگاه با عده پانصد سوار ترك ( دشمن ) روبرو شدند آن هم در بيابان پيرامون بست .
از آنها پرسيدند كه شما كيستيد و چه مىكنيد ؟ گفتند : ما بازرگان و سوداگر هستيم .