تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
لشكر نزد حجاج فرستاد و بهر دو دستور داد كه بعراقيان پيشنهاد صلح دهند كه حجاج را عزل كند و عطاى آنها را به حال سابق بر گرداند كه تا عبد الملك خليفه باشد اين عطا در جريان خواهد بود . اگر اهل عراق پذيرفتند حجاج را عزل كنند و محمد ابن مروان خود امير عراق باشد و اگر عراقيان از قبول آن خوددارى كنند حجاج به حال خود امير و فرماندهى بعهدهء او باشد و محمد بن مروان و عبد اللّه بن عبد الملك مطيع و فرمانبردار او باشند . براى حجاج هيچ چيز باندازهء آن پيشنهاد دردناكتر و بدتر نبود . ترسيد كه اهل عراق آن پيشنهاد را قبول كنند و او عزل شود . حجاج بعبد الملك نوشت : به خدا قسم اگر تو در عزل من با اهل عراق موافقت كنى مدتى نخواهد گذشت كه ترا عزل و خلع كنند . آنگاه سوى تو لشكر خواهند كشيد و اين رويه بر تجرى و گستاخى آنها خواهد افزود . آيا بر شورش اهل عراق بفرماندهى اشتر ، ضد ابن عفان ( عثمان ) ، و درخواست عزل سعيد بن عاص واقف نشدى كه چون او را عزل كرد يك سال نگذشت كه آنها عثمان را قصد كردند و كشتند اين بدان كه آهن با آهن خرد و تباه مىشود . عبد الملك نپذيرفت و اصرار كرد كه آن پيشنهاد بعراقيان تقديم و حجاج عزل شود . چون محمد و عبد اللّه رسيدند ، عبد اللّه بن عبد الملك بميدان رفت و گفت : من فرزند امير المؤمنين هستم ، او بشما اين پيشنهاد را مىدهد و چنين و چنان مىكند . آنگاه مزايا و عطايا را شمرد . گفتند : ما امشب بر مىگرديم . اهل عراق نزد ابن اشعث تجمع كردند . او به آنها گفت : شما از آنها يك روز مهلت گرفته‌ايد ( كه مشورت كنيد ) بيائيد و اين مهلت را مغتنم بشماريد ( غافل كنيد ) اگر بگويند شما نقض عهد كرديد بگوييد كه شما هم در واقعهء زاويه نقض عهد كرديد و اين رويه عين انصاف است ( ننگ نيست بلكه اين واقعه به آن واقعه در مىشود ) . چون امروز شما داراى نيروى كافى شده‌ايد قوى و عزيز مىباشيد . از شما مرعوب شده‌اند كه اين پيشنهاد را مىكنند و شما نسبت به آنها غالب و مسلط هستيد . به خدا قسم ( اگر تسليم پيشنهاد آنها نشويد ) هميشه جرى و جسور و گرامى خواهيد بود . مردم از هر طرف شوريدند و برخاستند و گفتند : به خدا قسم آنها از شدت گرسنگى بستوه آمده‌اند . عدهء آنها كم و آنها خوار مىباشند . عدهء ما فزونتر است . نرخ