تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
يعنى : طفيل ( فرزندم ) اندوه را براى من گذاشت كه هم و غم من چند رشته و شعبه شده است ( بسبب قتل او ) . آن اندوه بنياد ( ركن ) هستى مرا ويران كرده است چه ويرانى عجيبى . اگر من فراموش كنم هرگز اين را فراموش نخواهم كرد كه او ميان نيزه‌ها محصور گرديد . كشته شد و رخت او هم ربوده شد . مرگ من دير شده است و به من نزديك نمىشود و نمىرسد . من هم پير و سالخورده شدم . دير كردن مرگ همه چيز مرا از ميان برده است . من بعد از ( قتل ) طفيل مانند زمينى ( يا كسى ) مىباشم كه سيل از آن گذشته و آب فرو رفته و خود خشك شده است ( مايهء زندگانى من رفته است ) . اين اشعار بقيه هم دارد . آن جنگ را واقعهء زاويه ناميدند . حجاج تا اول ماه صفر در بصره ماند . حكم بن ايوب ثقفى را بحكومت و امارت آن شهر منصوب كرد . عبد الرحمن هم بكوفه رفت . حجاج هنگام خروج از آن شهر حكومت و ايالت كوفه را بعبد الرحمن بن عبد الرحمن بن عبد اللّه بن عامر حضرمى سپرد . او با بنى اميه هم پيمان بود . مطر بن ناجيه او را قصد كرد . او هم در كاخ تحصن نمود . اهل كوفه هم با مطر همراهى كرده بر حضرمى شوريدند . ابن حضرمى و اتباع او شاميان را از قصر اخراج كردند . عدهء آنها چهار هزار بود . مطر هم بر كاخ و محل امارت غالب شد و آن را تصرف كرد . مردم هم گرد او جمع شدند و او بهر يكى از مردم دويست درهم داد . ابن اشعث زمانى بكوفه رسيد كه مطر شهر را در تصرف داشت . اهل كوفه باستقبال او رفتند . نخست همدان ( قبيله ) رسيدند كه به او احاطه كردند . او سوى كاخ رفت ولى مطر بن ناجيه با عده‌اى از بنى تميم به او راه نداد . عبد الرحمن دستور داد كه مردم ( لشكريان ) با نردبان بر ديوار قصر فراز شوند . آنها هم رفتند و توانستند در كاخ رخنه كنند . قصر را گرفتند و مطر بن ناجيه را دستگير كردند و نزد عبد الرحمن بردند . عبد الرحمن او را بزندان سپرد ولى بعد آزادش كرد . او هم متابعت كرد . چون عبد الرحمن در كوفه مستقر گرديد مردم از هر طرف گرد او تجمع نمودند . اهل بصره هم با عبد الرحمن بن عباس بن ربيعهء هاشمى رسيدند و به او گرويدند . حجاج هم بعد از واقعهء زاويه و فرار مخالفان يازده هزار تن از آنها را كشت كه همه را امان داد و با خدعه گرفت و كشت . دستور داد كه منادى اعلان كند فلان بن فلان - و عده‌اى را با نام و نشان اسم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 72 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت