تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
نمود . حيان بن ابحر ( پزشك ) را براى معالجهء او فرستاد دو هزار درهم هم براى مخارج علاج پرداخت . عبد اللّه بن عصيفر هم هزار درهم براى او فرستاد و هميشه بعيادت و ديدار او مىرفت و هدايا تقديم مىكرد . شبيب هم از محل واقعه مداين را قصد كرد ولى دانست كه بسبب قلعه و دفاع سكنه نخواهد توانست آن را بگشايد . به آنجا رسيد و از ناحيهء كرخ ( بغداد كنونى ) از رود دجله عبور كرد . باهالى شهر بغداد پيغام داد كه در امان هستيد و روزى كه رسيده بود روز بازار و داد و ستد بود و او شنيده بود كه مردم از او ترسيده بودند . اتباع او از آن بازار ( كه در امان بود ) چهارپا و لوازم ديگر را خريدند .

بيان رفتن شبيب بكوفه

شبيب از آنجا سير خود را ادامه داد تا بحمام عمير بن سعد رسيد كه در آنجا اقامت گزيد . چون حجاج خبر آمدن او را شنيد سويد بن عبد الرحمن سعدى را با دو هزار مرد نبرد فرستاد و به او گفت : با او مقابله كن و اگر ديدى كه او تظاهر بگريز و مراجعت كند او را دنبال مكن . او هم خارج شد و در محل سبخه لشكر زد . خبر به او رسيد كه شبيب او را قصد كرده است . او با عدهء خود ، مثل اينكه براى مرگ رانده مىشوند ، بمقابله او رفت . حجاج عثمان بن قطن را با لشكر فرستاد او هم به محل سبخه رسيد و لشكر زد سويد هم زراره را قصد كرد و در حال صف آرائى لشكر بود كه به او گفته شد : هان شبيب آمد . او پياده شد و اتباع خود را هم پياده كرد ( آمادهء نبرد و دفاع شد ) ولى به او گفتند : شبيب ترا ترك و از رود فرات عبور كرد كه كوفه را قصد دارد . او اتباع خود را ندا داد كه سوار شوند . سوار شدند و آنها را دنبال كردند . آنهايى كه با عثمان در محل سبخه لشكر زده بودند شنيدند كه شبيب آمده يك ديگر را نهيب دادند و كوفه را ( در حال فرار ) قصد كردند كه در آن اثناء به آنها گفته شد سويد با عدهء خود شبيب را نبال كرده و در حال جنگ است كه از فرار خوددارى كردند . شبيب و اتباع او برد سويد و عدهء او سخت حمله كردند ولى نتوانست كارى پيش ببرد . كوفه را قصد كرد و از طريق حيره بآبادى كوفه رسيد كه دخول او در آغاز شب بود سويد هم او را تا حيره