تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
امثال او بود . اسبهاى بسيار خوب و سلاح كارى هم به آنها داد . چون تجهيز و آرايش سپاه را پايان داد عبد الرحمن بن محمد بن اشعث را بفرماندهى آن سپاه برگزيد . حجاج نسبت به او كينه و عداوت داشت . هميشه مىگفت هر وقت كه او را مىديدم قصد كشتن او را مىكردم . شعبى روزى آن گفته را از حجاج شنيد بعبد الرحمن خبر داد . عبد الرحمن گفت : به خدا قسم من خواهم كوشيد كه حجاج را از مقام قدرت بر اندازم . چون حجاج بر فرستادن او بفرماندهى سپاه تصميم گرفت اسماعيل بن اشعث نزد حجاج رفت و گفت او را بفرماندهى روانه مكن به خدا سوگند اگر برود همين كه از پل فرات بگذرد ديگر اطاعت اولى الامر نخواهد كرد و من از مخالفت و ستيز او بيمناكم . حجاج گفت او از فرط هيبت و قدرت من قادر بر خلاف و تمرد نخواهد بود . او را بفرماندهى آن سپاه منصوب و اعزام نمود . او لشكر كشيد تا بسيستان رسيد . مردم آن سامان را جمع و براى آنها خطبه كرد و گفت حجاج مرا بايالت اين مرز منصوب و به من امر نمود كه با دشمن شما جهاد و نبرد كنم كه آن دشمن بكشور شما تجاوز و بتاراج دست دراز كرده است . هيچكس از شما تخلف و خلاف نكند كه دچار رنج و كيفر سخت خواهد شد . شما نيز ( اهل سيستان ) با اين سپاه تجهيز و آمادهء ستيز شويد . آنها مجهز شدند و او با سپاه به قصد دشمن پيش رفت . خبر لشكر كشى او برتبيل رسيد . او پوزش خواست و باج و خراج را آماده كرد ولى او ( فرمانده ) نپذيرفت . لشكر كشيد تا بكشور وى رسيد . داخل بلاد شد و رتبيل هم عقب كشيد و زمين را از سكنه و مدافع تهى كرد . عبد الرحمن هم قلاع را يكى پس از ديگرى گشود و زمين را پاره پاره تملك نمود . بر هر بلادى كه تسلط مىنمود يك حاكم و عامل معين و منصوب مىكرد . عده‌اى پادگان هم ميگذاشت ، در هر قلعه و دره هم مدافع و ديدبان مىگماشت و در هر نقطه پاسگاه و پاسبان برقرار مىكرد و هر جا كه احتمال خطر مىرفت عده‌اى نگهبان و مراقب مىگذاشت تا هر ناحيهء ارجمندى كه بدست مىافتاد محفوظ و مصون بماند . مردم همه از غنايم توانگر شدند و بهرهء فزون از حد بدست آوردند . آنگاه سپاه را از ادامهء سير و دخول
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 58 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت