او بود در گذشت . او در زمان پيغمبر متولد شد . عبد الرحمن بن عبد اللّه بن مسعود هم وفات يافت .
سنهء هشتاد
در آن سال سيلى در مكه روان شد كه حاجيان را با بار و شتر برد و براى نجات از آن چاره و وسيله نبود . خانههاى مكه را هم سيل گرفت و تا ركن حرم هم رسيد .
آن سال را بسبب بليه سيل سنهء جحاف ناميدند . در همان سال طاعون سخت در بصره بروز كرد .
بيان جنگ و غزاى مهلب در ما وراء النهر
در آن سال مهلب از رود بلخ گذشت و در پيرامون كش لشكر زد . ابو الادهم زمانى بفرماندهى سه هزار سرباز در مقدمهء او و خود او با عدهء پنجهزار بود ابو الادهم داراى رتبه و منصب دو هزار بود . چه از حيث دليرى و چه از حيث درايت و تدبير و كاردانى و لشكر كشى و وفادارى و ثبات در آن هنگام پسر عم پادشاه ختل نزد مهلب رفت و او را بفتح ختل دعوت و تشجيع نمود . مهلب فرزند خود يزيد را با او روانه كرد . نام پادشاه ختل هم شبل بود ( در طبرى سبل آمده است ) .
يزيد ( بن مهلب ) در يك طرف و پسر عم پادشاه در طرف ديگر لشكر زدند . شبل ( پادشاه ختل ) بر لشكر پسر عم خود شبيخون زد . او را محاصره و اسير كرد و برد و كشت . يزيد هم ( در قبال آن دليرى ) قلعهء شبل را محاصره كرد . اهل قلعه به شرط پرداخت جزيه و فديه با او صلح كردند و مال فديه را فورا حمل كرده به او دادند .
يزيد هم دست از محاصرهء آنها كشيد و برگشت . مهلب فرزند ديگر خود را كه حبيب باشد سوى بخارا روانه كرد . عدهء مدافعان بخارا بالغ بر چهل هزار مرد نبرد بود . لشكرى از آن عده در يك قريه موضع گرفت . حبيب هم با عدهء چهار هزار آنها