تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
را قصد كرد و سخت جنگ نمود . قريه را آتش زد و بعد از آن نام آن قريه محروقه شد . حبيب نزد پدر خود باز گشت . مهلب هم مدت دو سال در كش اقامت گزيد . به او گفته شد : چه بهتر اگر پيش به روى ، گفت : من بخت خود را در اين جنگ و لشكر كشى در اين ديده‌ام كه سلامت اين لشكر غنيمت باشد كه بسلامت باز گردد . در آن هنگام كه مهلب در كش اقامت داشت جمعى از قبايل مضر نزد او رفتند . او آنها را گرفت و بند كرد و چون خواست برگردد همه را آزاد كرد . حجاج شنيد به او نوشت : اگر تو در باز داشت آنها ذى حق و كار صواب انجام داده بودى آزاد كردن آنها خطاست و اگر تو در حبس آنها خطا كرده بودى كه به آنها ستم كردى . مهلب نوشت : من از آنها بيمناك شده بودم آنها را بزندان سپردم چون آسوده و ايمن شدم آنها را آزاد كردم . يكى از بازداشت‌شدگان عبد الملك بن ابى شيخ قشيرى بود . مهلب با اهل كش به شرط جزيه و فديه صلح كرد . در آن هنگام نامهء فرزند اشعث براى او رسيد كه حجاج را خلع كرده بود و او را به يارى خود دعوت مىكرد نامه را براى حجاج فرستاد و خود هم در كش ماند .

بيان فرستادن سپاه بفرماندهى عبد الرحمن بن اشعث براى جنگ رتبيل

پيش از اين شرح حال مسلمين را داده بوديم كه چگونه فرزند ابى بكره آنها را بكشور رتبيل كشيد . حجاج هم از عبد الملك اجازهء لشكر كشى خواست كه به جنگ رتبيل بپردازد . عبد الملك هم اجازه داد . حجاج هم بتجهيز و آرايش سپاه مبادرت كرد . از مردم كوفه عدهء بيست هزار و از اهل بصره بيست هزار مرد نبرد خواست . عطاء لشكريان را هم پرداخت . علاوه بر عطاء مقرر مبلغ دو هزار هزار ( دو مليون ) هم به آنها داد و بتجهيز آنها كوشيد . بهر مرد دليرى هم كه بشجاعت موصوف و معروف شده بود انعام داد . يكى از دليران عبيد بن ابى محجن ثقفى و