تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
از فرقهء صفريه بوده ولى روزگار او كوتاه بود كه بر اثر خروج و قيام زود كشته شد .

بيان قتل بكير بن وساج

در آن سال امية بن عبد الله بن خالد بن اسيد بن ابى العيص بن اميه بقتل بكير بن وساج اقدام كرد . علت آن اقدام اين بود كه امية بن عبد الله كه والى و امير خراسان بود فرمان داد كه بكير آمادهء جنگ ما وراء النهر شود . قبل از آن هم او را امير طخارستان كرده بود . او هم اسباب جنگ و سفر را فراهم كرد و آماده گرديد ولى بحير بن ورقاء ( دشمن و رقيب او ) در بارهء وى سعايت و سخن‌چينى كرد و گفت : اگر او برود و لشكر بكشد و فاصله ما بين تو و او رود باشد حتما خليفه را خلع خواهد كرد . اميه به او پيغام داد كه در جاى خود بمان و مرو . چون او قبل از آن فرمان و دستور لشكر كشى و تجهيز داده بود . بسيار مال خرج كرد و وام هم گرفت و بتجهيز لشكر مصرف نمود . با اينكه او متضرر و آمادهء بسيج شده بود ، بحير باميه ( امير ) گفت : اگر فاصلهء بين تو و او نهر باشد بخلع خليفه اقدام خواهد كرد . اميه به او پيغام داد كه ممكن است من خودم براى جنگ بروم و تو همراه من باشى . بكير سخت خشمناك و دلتنگ گرديد و گفت : مقصود او زيان و آزار من بوده . عقاب لقوه غدانى ( يكى از ياران بكير ) وام گرفته بود كه با بكير براى جنگ برود و چون بسيج موقوف گرديد بستانكاران او را گرفته بزندان سپردند تا آن كه بكير وام او را پرداخت . پس از آن اميه خود آماده لشكر كشى گرديد و بخارا را قصد نمود كه بعد از آن موسى بن عبد الله بن خازم را سركوبى كند ( تمرد كرده بود ) كه موسى در ترمذ اقامت داشت و مستقل شده بود . مردم هم با اميه مجهز و روانه شدند كه بكير ميان آنها بود ، لشكر كشيدند تا برود رسيدند و خواستند عبور كنند اميه بكير را خواند و گفت : من فرزند خود را بجانشينى خود در خراسان منصوب كرده‌ام و بيم آن را دارم كه او نتواند كشور دارى كند زيرا او جوان و بى تجربه است تو بمرو برگرد و با لياقت خود كشور دارى كن كه من ترا