تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
در آن سال زمين لرزه در دنيا بسيار واقع شده بود و مدت شش ماه دوام يافت . در آن سال عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة بن مسعود وفات يافت . همچنين ابو عبيد غلام ( مولى ) عبد الرحمن بن عوف . او مولاى ابن ازهر خوانده مىشد . عبد الرحمن ابن زيد بن حارثهء انصارى هم درگذشت . همچنين سعيد بن مرجانه مولاى قريش . مرجانه نام مادرش و نام پدرش عبد اللّه بود . در آن سال عبد العزيز بن عبد اللّه بن خالد بن أسيد كه امير مكه بود امير الحاج شده بود . حكام و امراء هم همان كسانى بودند كه سال پيش نام آنها برده شده بود ، جز بصره كه يزيد ( بن مهلب ) ، سفيان بن عبد اللّه كندى را بحكومت آن منصوب نمود .

آغاز سال نود و نه

بيان مرگ سليمان بن عبد الملك

در آن سال سليمان بن عبد الملك بن مروان در روز آدينه در بيستم صفر درگذشت . مدت خلافت او دو سال و پنج ماه پنج روز كم بود . عمر بن عبد العزيز بر او نماز خواند . مردم دربارهء او چنين عقيده داشتند كه او كليد خير و مفتاح نيكى بود زيرا در زمان او حجاج گم شده بود . سليمان اسراء را آزاد و زندانها را تهى كرد و نسبت بمردم نيكى نمود و عمر بن عبد العزيز را بجانشينى خود برگزيد . مرگ او در محل « دابق » از سرزمين « قنسرين » رخ داد . قبل از مرگ يك جامهء سبز پوشيد و دستار سبز بر سر نهاد و بآينه نگاه كرد و به خود باليد و گفت : من پادشاهى جوانمرد هستم . بعد از آن يك جمعه بر او نگذشت كه درگذشت . كنيزكى زيبا داشت او را بدان لباس و غرور ديد و خيره گرديد . پرسيد : چه نگاه ميكنى و چه مىبينى ؟ كنيز گفت :
انت نعم المتاع لو كنت تبقى * غيران لا بقاء للانسان ليس فيما علمته فيك عيب * كان فى الناس غير انك فان