تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
آن را گرفت . يزيد كسى را بمراقبت او گماشت كه ببيند او چه مىكند . او درويشى را ديد كه گدائى ميكرد . تاج را به او داد . مرد مراقب گدا را گرفت و نزد يزيد برد و جريان كار را گزارش داد . يزيد تاج را از درويش گرفت و مال بسيارى به او داد .

بيان فتح گرگان براى دومين بار

پيش از اين نوشته بوديم كه چگونه قهستان و گرگان گشوده شد و اهالى گرگان پيمان را شكسته خيانت كردند . چون يزيد با سپهبد صلح نمود سوى گرگان لشكر كشيد . سوگند ياد كرد كه اگر خداوند او را پيروز كند از قتل عام مردم آن سامان خوددارى نخواهد كرد مگر پس از اينكه با جريان خون آسيا را بگرداند و آرد كند و از آن آرد نان بپزد و بخورد . يزيد لشكر كشيد و گرگان را محاصره نمود . محاصرهء شهر بطور ناگهانى و مردم غافل‌گير شده بودند . خواربار و ضروريات زندگانى را تهيه نكردند و نيندوختند . يزيد مدت هفت ماه شهر را محاصره كرد . محصورين گاهى براى جنگ از شهر خارج مىشدند ، نبرد مىكردند و به شهر بر ميگشتند . آنها در آن حال بودند كه مردى از عجم ( غير عرب ) خراسان براى شكار بكوه و جنگل رفته بود . گفته شده آن مرد ( عرب ) از طى بوده است او گوزنى ديد و بدنبالش دويد ناگاه بلشكر آنها رسيد كه كمين شده بود . او برگشت و تظاهر به اين كرد كه گروهى در انتظار او نشسته‌اند ( براى اينكه او را تنها ندانند كه بكشند ) . او برگشت ( و براى اينكه راه هجوم را بر آنها گم نكند ) جامهء خود را پاره كرد و بر درختهاى جنگل در عرض راه علامت آويخت . بعد نزد يزيد رفت و خبر اكتشاف راه را به او داد . يزيد انعام او را بر عهده گرفت و سيصد تن بفرماندهى خالد فرزند خود همراه او روانه كرد . به فرزند خود گفت : اگر ديدى زندگانى تو از دست مىرود بكوش كه مرگ را بدست آرى و بر زندگانى حريص مباش ، هرگز نبايد ترا در حال فرار ببينم . نزد من با گريز ميا . جهم بن زحر را همراه او فرستاد از آن مرد ( مكتشف راه ) پرسيد : چه وقت ممكن است بدشمن برسيد ؟ پاسخ